

بنا بر گزارش رسیده: "امید آمحمدی" یکی از 3 کوهنورد ایرانی که به صورت مستقل در صعود اخیر به "ماناسلو" حضور داشته است، پس از بازگشت به کمپ اصلی این قله، طی تماسی از بروز حادثه برای همنورد خود "جعفر ناصری" خبر داد.
وی اظهار داشت: روز پنجشنبه 21 اردیبهشت، براساس پیشبینی هوای مناسب اقدام به صعود قله نمودیم و در ساعت 18 موفق به صعود قله شدیم؛ اما در مسیر بازگشت که در شرایط تاریکی شب، دید کم و هوای دگرگونشده و نامساعد انجام گرفت، متأسفانه "جعفر ناصری" به صورت ناگهانی در شیبی تند سقوط کرد و جستوجوهای اولیهی ما در منطقهی سقوط بی نتیجه ماند.
وی تصریح کرد: ما به دلیل دید کم و شرایط نامساعد جوی مجبور به بیواک (شبمانی) در حدود ارتفاع 8000 متری شدیم.
"امید آمحمدی" با اشاره به اینکه به دلیل تمام شدن شارژ تلفنهای ماهوارهای امکان تماس فراهم نبود، روز بعد نیز به جستوجو ادامه دادیم که بازهم بینتیجه بود و در نهایت تصمیم به بازگشت گرفتیم. ضمن اینکه در ارتفاع 7500 با یک تیم مشترک ایتالیایی و کانادایی برخورد کردیم که به سمت قله در حرکت بود و به آنها موضوع حادثه و مختصات محل سقوط را ارائه کردیم.
وی و دیگر همنوردش "حسین صالحی" دیشب را در کمپ 3 به ارتفاع 7300 متری سپری میکنند و حوالی ظهر امروز به کمپ اصلی بازگشتهاند.
"امید آمحمدی" در مورد خبر ارسالی تیم مشترک ایتالیا و کانادا که دو نفر از آنان نیز موفق به صعود قله "ماناسلو" شدند؛ افزود: سایر نفرات این تیم مشترک بر اساس مختصات ارائه شده، ضمن فرود تا بخشی از مسیر سقوط و جست و جوی محل؛ متأسفانه اثری از فرد حادثه دیده مشاهده نکردند. ضمن این که بر اساس ارتباط برقرار شده با شرکت نپالی طرف قرارداد؛ هم اکنون به دلیل ارتفاع بروز حادثه و شرایط نامساعد جوی؛ امکان جست و جوی هوایی و یا از طریق شرپاها وجود ندارد.
"جعفرناصری" متولد 1356 و اهل تهران بوده و در کارنامهی خود صعود به قله "موستاق آتا" به صورت مستقل و صعود به قله ی "نان" در قالب تیم هیئت استان تهران را داشته است.
ه گزارش گروه کوهنوردی خانه کوهنوردان شهرستان قدس: مراسم یادبودی برای زنده یاد ”جعفر ناصری” کوهنورد جانباخته در ارتفاعات ”ماناسلو” به شرح برگزار خواهد شد:
سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۹۱ ساعت ۱۵ الی ۱۷ - بزرگراه فتح (جاده قدیم کرج)، شهرقدس، میدان قدس، بلوار امام خمینی(ره)، مسجد جامع قدس
همه شب نالم چون نی که غمی دارم
دل و جان بردی اما نشدی یارم
با ما بودی بی ما رفتی
چو بوی گل به کجا رفتی؟تنها ماندم، تنها رفتی
انجمن پزشکی کوهستان ایران: دولت نپال مقررات جدید اخذ مجوز صعود به قله های این کشور را به منظور جذب بیشتر کوهنوردان به شرح زیر اعلام کرد:
1- حداقل سن صعود 16 سال کامل
2- پرداخت مبلغ 25000 دلار توسط هر کوهنوردی که از سمت نرمال جبهه جنوب شرقی عازم قله اورست می شود ، پیش از این هر تیم از یک تا هفت نفر ملزم به پرداخت مبلغ 70000 دلار بود
3- هزینه صعود از جبهه غربی و جنوب غربی اورست که مسیر نرمال نمی باشد همان مبلغ 50000 دلار باقی ماند
4- ارائه معرفینامه از باشگاه کوهنوردی برای هر کوهنورد یا هر تیم الزامی است
5- محدودیت فصل صعود لغو شد ، پیش از این فقط برای فصول بهار ، پائیز و زمستان مجوز صادر می شد.
6- ارائه سپرده 5% کل هزینه صعود سهم دولت قبل از اخذ مجوز صعود به اورست و 10% برای سایر قله ها
7- واریز بین 500 تا 4000 دلار برای مدیریت زباله ها توسط هر تیم کوهنوردی برای همه قله ها اجباری شد ، پیش از این فقط برای قله های منطقه خومبو این مبلغ اخذ می شد.
http://www.thehimalayantimes.com/fullNews.php?headline=New+rules+on++mountaineering++raise+hope&NewsID=331174 با تشکر از گل کوه

"عظیم"
عظیمانه
بر ستیغ آناپورنا
بوسه زد


دقایقی پیش و بر اساس تماس تلفنی «فرخنده صادق»، وی خبر از صعود «عظیم قیچی ساز» بر فراز قلهی ۸۰۹۱ متری «آناپورنا» داد.
بنا بر این گزارش: «عظیم قیچی ساز» ساعت ۷:۵۵ بامداد به وقت محلی و ساعت ۶:۴۵هفدهم اردیبهشت ۹۱ به وقت «ایران» موفق شد برای اولین بار این قله را به نام «ایران» و «ایرانی» صعود کند.
بر خود لازم میدانیم این صعود افتخارآمیز را به «عظیم قیچی ساز» عزیز، خانوادهی گرامی وی و یکایک ایرانیان، خاصه مردم شریف آذربایجان و جامعهی کوهنوردی و صعودهای ورزش کشور صمیمانه تبریک عرض نمائیم.
امید است: وی و سایر همنوردانش با بازگشتی ایمن، صحت و سلامت به کمپهای پائینتر بازگردند.
.پینوشت:
گفتنیست: در این گزارش تصریح شد: کوهنورد شایسته و توانمند کشورمان حتی زودتر از شرپاها و با اختلاف زمانی حداقل دو ساعت زودتر از سایر کوهنوردان خارجی توانسته این قله را صعود کند!
این هشتمین صعود «عظیم قیچی ساز» به قلل بالای هشت هزار متر دنیاست.
خبر جدید:
به گزارش رسیده: تا این لحظه تنها «عظیم» و «شرپا هالون» (شرپای ایرانیها در صعود به دائولاگیری) قله را صعود کرده اند! ... «قیچی ساز» از قله بازگشته و هم اکنون در کمپ 4 به سر میبرد ... این گزارش حاکیست: وی به رغم خستگی زیاد قصد دارد امشب خود را به کمپ 3 برساند!
سید عبدالحسین صالحی ارتفاع 7000 را لمس نمود.
سید عبدالحسین صالحی توانست در روز پانزدهم اردیبهشت پس از دست یافتن به کمپ 2 پیشرفته مانسلو با ارتفاع 7000 هم هوایی داشته باشد . او هم اکنون با دو کوهنورد ایرانی دیگر در کمپ اصلی و در انتظار یک دوره هوای خوب برای تلاش به سمت قله بسر می برد.
ستیزگران سختون های دشوار آمدند و این بار از مسابقات آسیایی چین دست پر تر از قبل و با مدال های رنگین تر
"کسب نخستین مدال نقره زنان مبارک"
سکوی قهرمانی رشته سرعت تیمی
شادان فرناز، النازو داود
و این بار از مسابقات چین
این مسابقات در شهر لیه چین بین کشورهای ژاپن، کره، چین، ایران، چین تایپه، تایلند، مغولستان، قزاقستان و... در سه رشته ی بولدر، سرعت و سختی برگزار که چهار روز بطول انجامید. و از ایران داود رکابی در رشته سرطناب مقام دوم، فرناز اسماعیل زاده مقام سوم اورال (مجموه سه رشته سرعت سختی و بولدر) و در بخش سرعت تیمی برای نخستین بار فرناز اسماعیل زاده، ایمان احسانی فر و حمید رضا توزندجانی نشان نقره را از آن خود ساختند.
من از بلندي مي آيم، از بلندترين قله ها
كه برتر از رودند
و با تو مي گويند
" فرود بايد آمد
و رود بايد شد"
از نخستين گذر مسير بكر، زيبا و ديدني آب بر، آسمان كوه، ماسوله توسط گروه بابك زنجان حدود هفت سال مي گذرد، و در اين مدت هر بار قصد گذر از اين مسير را داشتيم، يا به علت تعداد زياد شركت كننده و يك دست نبودن نفرات، از طرفي نداشتن نقاط جي پي اس منطقه از رفتن امتناء ورزيده، به نگاهي از روي نياز اكتفا، نگاه مي دوختيم و حسرت ديدار را لحظه شماري مي كرديم.
دوستان خواستند این گزارشات را مجددا بالا بیاورم که تقدیم می کنم در دو وب
انتقاد هم مانند باران ، باید آنقدر نرم باشد، تا بدون خراب کردن ریشه های آن فرد موجب رشد او شود ....
به قـــولِ بابام
ديکتـاتـور اون بچّه ي دو ساله ست که بيست نـفر مجبورند به خاطــر اون کـارتون نگاه کنند
به قـــولِ داییم،اگه خر اعتماد به نفس بعضی ها رو داشت الان سلطان جنگل بود...
به قـــولِ لامارتین شاعر فرانسوی ،
تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم.محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا . . .
به قـــولِ مارتین لوتر کینگ،
گرفتن آزادی از مردمی که نمیخواهند برده بمانند,سخت است اما دادن آزادی به مردمی که میخواهند برده بمانند سخت تر است ...!
ز بوسیدنی های
این روزگار
همانا
بود دست آموزگار
ای... یاد باد برای من معلم های زیادی آمدند، هستند و رفتند که هر چه هست یادشان همیشه در قلبم زنده و جاوید باد. جا دارد یادی کنم از تعدادی ....
زنده یاد فریدون اسماعیل زاده معلم کوه اخلاق
زنده یاد خواهرم معصوم با قلب رئوف و سخت کوشش
استاد قربانی نقده باشد همیشه پایدار و زنده
کیومرث بابازاده یار غار کوه و معلم اخلاق
و.... همه ی آنها که به من نکته ای یاد آوری کردند،
نقدم کردند، خطاهای مرا گوشزد کردند دست بوسشان هستم

پروفسور توفیق موسیوند، چوپان نوجوانی که قلب مصنوعی را اختراع کرد
براي پسربچهای که تا چهاردهسالگی چوپانی میکرده و حتی بعد از مهاجرت نیز شبها را به ظرف شستن میگذرانده چه سرنوشتی را پیشبینی میکنید؟ خیلی بعید است که او را یکی از برترین مخترعین و جراحان قلب جهان تصور کنید. پروفسور توفیق موسیوند که در خارج از ایران Tofy Mussivand نامیده میشود، در روستای ورکانه استان همدان چشم به جهان گشود. او که در دوران کودکی و نوجوانی مجبور به چوپانی بود شبهای تابستان که روی پشتبام دراز میکشید، مدتها به آسمان و ستارگانی که به او چشمک میزدند خیره میشد، به دلایل آفرینش جهان فکر میکرد و از خود میپرسید: «هدف و منظور از خلقت اين نقاط نوراني و زيبا چيست؟ من چه كسي هستم و در كجاي اين دنياي بزرگ ايستادهام؟».
ادامه مطلب
به گزارش رسیده:
تیم ملی سنگ نوردی کشورمان پس از کسب نتایجی ارزنده در بیستمین دوره ی رقابت های سنگ نوردی قهرمانی آسیا در کشور چین، چهارشنبه 13 اردیبهشت ماه ساعت 21:45 از طریق فرودگاه امام (ره) به میهن باز می گردند.
۱۱ اردیبهشت ۱ می روز جهانی کارگر مبارک باد ؟؟!!!

ستیز من با تاریکی است
شمشیر روی تاریکی نمیکشم
چراغ می افروزم؟!...

نسل ما نه سر پیاز بود نه ته پیاز،
نسل ما خود خود پیاز بود!
که هر که ما را دید گریه کرد....

کسب نشانهای نقره در «سرعت تیمی» و نشان برنز در «مجموع ۳ رشته»

بنا بر گزارش کارگروه روابط بین الملل فدراسیون: در ادامه بیستمین دورهی رقابتهای سنگنوردی قهرمانی آسیا که در چین جریان دارد، تیم سرعت کشورمان با ترکیب "حمید رضا توزندهجانی"، "ایمان احسانی فر" و "فرناز اسماعیل زاده" موفق شد با پشت سرگذاشتن تیم خوب قزاقستان در نیمه نهایی و فقط شکست در برابر تیم میزبان، به مدال نقره دست یابد.
در این رشته ؛ تیم چین به مدال طلا دست یافت و اندونزی به مدال برنز رسید.
این گزارش حاکیست: در رشتهی OverAll (مجموع ۳ رشته) و در بخش زنان، "فرناز اسماعیل زاده" موفق شد به مدال برنز دست یابد.
بدین ترتیب تیم ملی کشورمان با کسب یک مدال نقره در رشتهی "لید" (سرطناب) توسط "داود رکابی"، ۳ مدال نقره در رشتهی "سرعت-تیمی " توسط "حمید رضا توزندهجانی"، "ایمان احسانی فر" و "فرناز اسماعیل زاده" و یک مدال برنز در در رشتهی OverAll (مجموع ۳ رشته) توسط "فرناز اسماعیل زاده" به میهن بازخواهد گشت.

بنا بر اخبار ارسالی؛ آخرین وضعیت تعدادی از کوه نوردان حاضر در ارتفاعات هیمالیا به این شرح مخابره شد:
- ماناسلو: "جعفر ناصری" و "امید امحمدی" کمپ 2 را برپا نموده و هم اکنون به همراه "سید حسین صالحی" که وی نیز تاکنون 3 بار تا کمپ یک عزیمت و اسکی نموده ، در کمپ اصلی این قله به سر می برند.
- ماکالو: "دکتر بهپور"، "محمود هاشمی" و " ایرج معانی" پس از برپایی کمپ 2 ، امروز تا ارتفاع 7000 متری عزیمت کرده و مجدد به کمپ 2 بازگشته اند و پس از شب مانی فردا به کمپ اصلی باز خواهند گشت. "حسین مقدم" و "محمود شعاعی" نیز که پیش از این کمپ 2 را برپا نموده بودند و هم اکنون در کمپ اصلی هستند، فردا مجدداً راهی کمپ 2 می شوند تا در صورت شرایط مساعد عازم کمپ 3 شوند.
- آناپورنا:"عظیم قیچی ساز" و "فرخنده صادق" همراه با سایر کوه نوردان خارجی حاضر در منطقه هم چنان در کمپ اصلی مترصد شرایط مساعد جهت عزیمت به ارتفاعات بالاتر هستند که گویا بنا بر پیش بینی ها از 12 تا 15 اردیبهشت شرایط جوی مساعد خواهد شد.
- اورست:"حسین بهمنیار" پس از بارگذاری در کمپ 2 هم چنان در کمپ اصلی در انتظار شرایط مساعد برای ادامه ی صعود است.
پینوشت:بر اساس خبر ارسالی ”ذبیحا.. حمیدی” به ”کوهنوشت”:
”پروانه
کاظمی” دیگر کوهنورد ایرانی که در تلاش برای صعود به قله ” اورست” است،
امشب (۹ اردیبهشت) در ارتفاع ۷۲۰۰ متری (کمپ ۳) به سر میبرد و فردا به کمپ
اصلی بازخواهد گشت.


او بار خودش را می کشید ، اما کسی او را ندید! ... او بین کمپ دوم و سوم دچار بهمن شد و کلنگش پایش را درید ، اما کسی او را ندید! ... او همه ی پس انداز اندکش را تا شاهی آخر در آناپورنا خرج کرد ، اما کسی به او کمکی نکرد! ... تلاش او به عنوان اولین کوهنورد ایرانی که به مصاف کوه دشوار آناپورنا رفته بود ، در جایی درج نشد! هیچ روزنامه ای با او مصاحبه نکرد! هیچ وبلاگی پیگیر اخبار او در حین صعود نشد! هیچ تلویزیونی در بازگشت با او مصاحبه نکرد و از جان بدر بردنش از بهمن نپرسید! ... او هشت هزار دلار نداشت تا با هلیکوپتر به بیس کمپ آناپورنا پرواز کند! ... پس دستش را به زانویش گرفت و بارش را بر دوش انداخت و هشت روز تمام راه رفت! ...
احبار ارسالی از سوی "ابراهیم نوتاش": پیشخبر دومین جشنواره ی سنگ نوردی بیستون در مجلهی "Montagne" نشریهی رسمی مربوط به آلپاین کلاب باشگاههای کوهنوردی فرانسه درج و منتشر شد.
در متن منتشر شده آمده است:
فدراسیون باشگاههای کوهنوردی فرانسه در سال ۲۰۱۲ قرارداد همکاری با فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران و انجمن کوهنوردان را منعقد کرده است.
در راستای این قرار داد و به دنبال شرکت جمعی از کوهنوردان فرانسوی و بازگشایی مسیرهای جدید در اولین جشنواره بینالمللی سنگنوردی بیستون درسال ۲۰۱۰، این فدراسیون به اعضای خود توصیه میکند: در دومین جشنواره نیز که از ۱۳ تا ۲۰ اکتبر سال ۲۰۱۲ برگزار میشود شرکت کنند.
هزینهی برنامه (بدون احتساب هزینهی رفت و برگشت) برابر با ۲۰۰ یورو است. (شامل: حمل بارها، ایاب و ذهاب داخلی از طریق هواپیما ، اسکان و تغذیه).
فرانسویها میتوانند در فرودگاه تهران ویزای خود را اخذ کنند ولی آمریکاییها، انگلیسیها و کاناداییها باید قبلاً از طریق مجاری دیپلماتیک اقدام کنند.برنامهی این جشنواره که از سوی "ابراهیم نوتاش" با همکاری فدراسیون کوهنوردی ایران اعلام شده، به این شرح است:
۱۳ اکتبر: ورود شرکتکنندگان به تهران (استقبال در فرودگاه و انتقال به هتل)
۱۴ اکتبر: پرواز به کرمانشاه و عصر همان روز برگزاری آئین افتتاحیه
۱۵، ۱۶، ۱۷، و ۱۸ اکتبر : سنگنوردی روی دیوارهی بیستون
شامگاه ۱۸ اکتبر : آئین اختتامیه
۱۹ اکتبر: صبح بازدید از آثار تاریخی و باستانی کرمانشاه و عصر همان روز بازگشت به تهران (کسانی که بخواهند در طی این روز به سنگنوردی ادامه دهند شرایط برایشان فراهم خواهد بود)
۲۰ اکتبر: بازدید از شهر تهران (اختیاری)
در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم ،شرم خندیدن، به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم.کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.رخشان بنی اعتماد
بنا بر اطلاعیه فدراسیون پزشکی ورزشی:
کلیه افرادی که در کمیته خدمات درمانی فدراسیون پزشکی عضو شده باشند و کارت بیمه ورزشی را دریافت دارند؛ می توانند از خدمات سرپایی درمانگاه، بستری و جبران هزینه های درمانی به صورت مستقیم با استفاده از خدمات درمانگاهی ( ازجاع ورزشکاران مصدوم عضو کمیته به مراکز درمانی طرف قرارداد به صورت رایگان ) و غیر مستقیم به شکل جبران هزینه های ورزشکاران مصدوم حوادث ورزشی منوط با رعایت شرایط دستور العمل خدمات درمانی بهره مند گردند.
با توجه به اینکه دارندگان کارت عضویت باتاریخ عضویت در فروردین ماه هر سال و به صورت مداوم در سال های متوالی؛ از بیشترین تعهدات برخوردار می باشند؛ توصیه شده است تا به منظور امکان ارائه حداکثر خدمات، فدراسیون ها لیستی از کلیه ورزشکاران تیم های ملی، مربیان، داوران و سایر همکاران آن فدراسیون را شامل نام، نام خانواده گی، شماره ملی و سال تولدایشان همراه با اصل فیش پرداخت حق عضویت سال 91برای هر نفر 60000 ریال تا 29 فروردین ماه ارسال نمایند.
شرپا آنگ شرینگ، رکورددار صعود بدون اکسیژن اورست
انجمن پزشکی کوهستان ایران: متاسفانه شرپا Karsang Namgyal عصر روز 17 آوریل بر اثر بیماری ارتفاع در کمپ اصلی اورست جان سپرد.
کارسانگ فرزند 40 ساله کوهنورد افسانه ای اورست آنگ ریتا شرپابود، کسی که سابقه 10 بار صعود بدون اکسیژن بر روی اورست را در کارنامه دارد. گرچه علت اصلی مرگ کارسانگ مشخص نیست، اما گمان میرود بیماری ارتفاع علت اصلی آن باشد.
برادر کارسانگ او را در رسیدن به کمپ اصلی همراهی می کرد، جایی که او در آن احساس ناراحتی می کرد. اما پیش از آنکه سایرین بتوانند او را باز گردانند، متاسفانه جان سپرد.کارسانگ که خود سابقه چندین صعود اورست را در کارنامه دارد، در این برنامه تیم کوهنوردان شرکت پرستیژ ادونچر را همراهی می کرد. این تیم شامل 3 کوهنورد ایرانی و یک کوهنورد آلمانی می باشد.و بدین شکل نخستین قربانی بام دنیا در بهار 2012 از میان شرپاها گرفته شد.
منبع: http://www.explorersweb.com و http://www.alanarnette.com
با تشکر از کوه قاف
یکصد و پنجمین نشست ماهانه انجمن کوه نوردان ایرانزمان : چهارشنبه ۳۰ فروردین ماه ۱۳۹۱ از ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۹:۳۰مکان : خیابان انقلاب - دروازه دولت - نرسیده به بهار - خیابان خاقانی - روبروی دانشگاه تربیت معلم - آمفی تاتر ستاد سازمان های مردم نهاد شورای اسلامی شهر تهرانموضوع نشست:
- دیدار نوروزی
- خبر های کوه نوردی
- صحبت در مورد برگزاری کارگاه فیلم سازی
- معرفی گغام میناسیان کوه نورد و دیواره نورد پیشکسوت
عباس محمدی- ایرن
این داستان "طبیعت گردی" هم درایران ما، به لطیفه گویی سیاهی بدل شده است! از مسوولان محترم اداره های دولتی که برای ترویج آن، دره به دره و کوه به کوه دنبال جای بکر می گردند تا با یافتن سرمایه گذار خودی و فراهم ساختن "تسهیلات" بانکی برای او، و سپس تجهیز منطقه به جاده و هتل و فروشگاه و تله کابین و ریسه ی تیر چراغ برق، بهره برداری و ورود به آن عرصه های طبیعی(؟!) را برای "هم میهنان عزیز" ساده کنند؛ تا دوستان گرامی کوه نورد و طبیعت پیما که ابتدا با عشق به طبیعت پا به کوه و دشت گذاشتند و چند صباحی بعد که چهار تا سوراخ سنبه ی کمتر دست خورده ی مملکت را یافتند، با فریادهای «یافتم، یافتم بهشت گمشده را!» گروه گروه جماعت را به آن جاها کشاندند و برای آن که به تریج قبای مشتریان عزیزشان برنخورد، در برابر آن چه که ایشان با طبیعت بی زبان کردند، هیچ نگفتند. و آخر سر از همه: مبلغان صدا و سیمایی این گونه طبیعت گردی که در هر برنامه، با معرفی کنار و گوشه های کشور به صدها هزار نفر آموزش ندیده، و بسیاری اوقات با ترویج روش های مخرب ورود به طبیعت، مقدمه ی فاتحه خوانی بر طبیعت نیمه جان کشور را فراهم می سازند.
برداشت از:
http://mountainwatch.persianblog.ir/
دهمین سالگرد درگذشت مرحوم جلال رابوکی
مکان: پناهگاه شیرپلا
زمان: جمعه 91/2/1 ساعت 13 الی 15شرح حال
جلال متولد 1325 بود و از نوجواني به كوهنوردي علاقمند شد (نگاه كنيد به مصاحبهي او با مجلهي كوه، شمارهي 15، ص 15). او خيلي زود به اين نتيجه رسيد كه در كوهنوردي بايد به شكلي جدي تمرين كرد، و دست به كارهاي نو و صعودهاي "با سَبك" زد. با اين طرز تفكر، در هجده سالگي اقدام به صعودهاي سريع به قلهي آزادكوه كرد، و در سالهاي بعد با صعودهاي مكرر و غالبا سريع به قلههاي گوناگون - به ويژه دماوند- خود را به عنون يك كوهنورد قوي و شاخص شناساند، و به همين دليل در فاصلهي 1352 تا 1357 چهار بار به عنوان عضو تيمهاي ايرانيِ عازم هيماليا انتخاب شد. در تمام اين برنامهها، جلال قويترين يا يكي از قويترين افراد گروه بود و نقش اساسي در پيشروي تيم و برقراري چادرگاهها داشت.فعالیتها
در زير خلاصهاي از كارهاي مهم كوهنوردي او را ميبینید: 1343 صعود سرعتي و تكي قلهي آزادكوه از وارنگ رود و بازگشت از نسن، ظرف فقط 16 ساعت 1351 صعود يك روزهي قلهي سبلان از يخچال شمالي و بازگشت از جبههي شرقي در 17 ساعت 54-1352 فعاليتهاي زمستاني و بهاري در سه جبههي كركس، و در جوپار 1352 شركت در برنامهي شناسايي اورست از يخچال خومبو، صعود قلههاي پوكادله و گراگ شپ 1353 بازديد از منطقهي آناپورنا، صعود قلهي پنت پيكpent peak)) 1355 و 1357 شناسايي درهي يخار و ديوارهي يخي دماوند 1355 شركت در برنامهي صعود ماناسلو (8163 متر) و ایفای نقش فعال در راه یابی به بارگاههاي 5،4،3،2،1 و صعود تا 7700 متر 1355 نخستين صعود زمستاني جبههي شمالي دماوند ( يخچال دبي سل) و اقامت 23 ساعته بر فراز قله 1357 شركت در برنامهي صعود اورست(8848 متر) از جبههي شمالي، صعود تا7500 متر 1358 نخستين صعود درهي يخار از دهليز مركزي 1359 صعود درهي يخار از دهليز شماره2 1359 نخستين صعود زمستاني قلهي دوبرار(از ده هوير) 1360 نخستين صعود ديوارهي يخي درهي يخار (دماوند) 1363 صعود زمستاني گردهي آلمانيها در علم كوه (نخستين صعود ايراني در زمستان) 1364 نخستين صعود يخچال هرم داغ 1365 صعود سرعتي جبههي شمالي دماوند 1365 دور دماوند از بام برفي 1366 نخستين صعود يخچال شرقي دماوند(مسير ملارد- وزمين چال) 1367 نخستين صعود جبههي شرقي دماوند از مسير معدن ملار- شاخكهاي يخار 1369 تلاش براي صعود زمستانهي علم كوه 1370 گذر از خط الراس دماوند(يال داغ) تا علم كوه(حدود 150 كيلومتر) در مدت 11 روز 1370 صعود يك روزهي دماوند از تهران (مسير جنوبي) 1371 گذر از خط الراس ميل اردل- هفت تنان (زرد كوه) در مدت 10 روز 1372 نخستين صعود زمستاني يك روزهي دماوند، مسير جنوب شرقي از پادگان رينه 1372 صعود زمستاني قلههاي انر و لهرا (در بخش داغ دماوند) 1374 گذر كامل از خط الراس دوبرار و قره داغ 1374 نخستين گذر زمستاني خط الراس خلنو- آزادكوه 1375 نخستين گذر زمستاني خط الراس دوبرار – قره داغ (از گردنهي امامزاده هاشم تا ده هوير) 1375 صعود سرعتي شانزده مسير دماوند 1376 فرود سريع از قله تا بارگاه سوم جنوبي ظرف 25 دقيقه 1377 صعود دو مسير دماوند (گوسفند سراي جنوبي-قله -جان پناه اول شمالي-قله-گوسفند سرا) در 17 ساعت (9/5/77) 1378 صعود سه مسير دماوند (جنوبي-قله-پناهگاه غربي-قله-پناهگاه تخت فريدون-قله-گوسفند سراي جنوبي) در 20ساعت و 30دقيقه (17/4/78) 1379 صعود سريع به قله از گوسفند سراي جنوبي دماوند، ظرف فقط 4 ساعت و 15 دقيقه 1380 صعود چهار مسير دماوند (7000متر صعود) در 26 ساعت و 30 دقيقه (11/5/80)(در خصوص چهار مورد آخر نگاه كنيد به: گاهنامهي انجمن، شماره 4).ویژگیها
يك ويژگي برجستهي جلال فروزان اين بود كه با برنامه، حساب شده و هدفمند كوهنوردي ميكرد. هر چند سال يكبار طرحي ميريخت (يا در اجراي طرحي شركت ميكرد) و مجدانه شروع به تمرين، و سپس اجراي كار ميكرد. در اين زمينه، كارهاي هيماليايي او (1357-1352)، و طرحهاي او براي شناسايي و صعود درهي يخار (1360-1355) صعود زمستاني گردهي آلمانيها(1363-1358)، يك سرهنوردي يا پيمايش خط الراسها(1375-1370)، و صعودهاي سريع و پيدرپي دماوند(1380-1375) قابل ذكراند. يك نمونه از تمرينهاي پيگير او اين است كه در سال 1380، سي و شش بار فقط به قلهي دماوند صعود كرد، تمامي اين صعودها ظرف يك روز از تهران انجام شد. در اين اواخر، باز هم در انديشهي به جا گذاشتن ركوردهاي ورزشي ديگري در كوهنوردي (صعودهاي چند جبههاي و سريع دماوند در زمستان) بود و آخرين برنامهاش نيز، تمريني در جهت آن كار بود.علاوه بر كوهنوردي، جلال كارهاي جالب توجهي در زمينهي كويرپيمايي كرده بود. او در سال 1354 شناساييهايي در حاشيه كوير (چوپانان-جندق-رباط پشت بام) انجام داد، در سال 1359 از كوير حوض سلطان به ورامين، در1360 در كوير مركزي از طرود به جندق، در سال 1361 در كوير مركزي از طرود به عروسان (اين بار بدون شتر و راهنما) رفت، در سال 1363 كوير سياه كوه، و در سال 1364 كوير نطنز را پيمود.ديگر اين كه جلال كوهنوردي خود را محدود به منطقه های خاصي نكرده بود، كارنامهي او در برگيرندهي صعودهاي بسيار در رشته كوههاي مختلف كشور بود: جوپار، اشترانكوه، كركس، زرد كوه، پلوار، هزار، لالهزار، تمامي بخشهاي البرز و... .ويژگي ديگري كه شخصيت جلال را در كوهنوردي ايران كممانند كرده است، حضور فعال و دلسوزانه در گروههاي كوهنوردي، و همكاري با جوانان و تازه واردان به كوه بود. او از موسسان خانهي كوهنوردان تهران (تاسيس: 1358) بود، وآخرين برنامهاش نيز، برنامهي خانه بود. در تمامي اين سالها او در جلسههاي هفتگي خانه شركت ميكرد و كمكرسان اعضاي آن بود. از نخستين شمارهي مجله كوه (زمستان 1374) با آن همكاري داشت و مقالههايي به آن ميداد كه در آنها ميكوشيد، طرحهاي نو و خلاقانه را معرفي كند. در جلسهي 1/3/79 (انتخاب هيات موسس انجمن كوهنوردان ايران) به عنوان موسس، ودر جلسهي مجمع عمومي 15/10/79 به عنوان نخستين بازرس انجمن انتخاب شد، و تقريبا در تمام نشستهاي هيات مديره و گردهماييهاي انجمن شركت موثر و فعال داشت. از ديگر كارهاي جلال كه نشانگر علاقهي او به جامعهي كوهنوردان و تمايلاش به سهيم ساختن ديگران در لذت صعودها بود، فيلم برداري و عكاسي جدي از كوهها و برنامههاي كوهنوردي و قرار دادن بيدريغ آنها در دسترس كوهنوردان ديگر بود. متاسفانه در اين ميان، دستگاه رسمي كوهنوردي نتوانست در جلب او، و استفاده از تجربههايش موفق باشد.حادثه
زندگي كوهنوردي جلال خالي از خطر نبود، خودش اشاره ميكرد كه در يك حادثهي سنگنوردي در اوايل كارش، كتفاش آسيب ديد و اين امر او را براي هميشه از سنگنوردي بازداشت. در مرداد سال 1360 يكي از همراهانش روي شيب يخچالي پاي ديوارهي علمكوه به سختي آسيب ديد. در زمستان 1374 در آزادكوه گرفتار بهمن شد و معجزه آسا جان به در برد. در 19/1/1378 همراه با مجيد بني هاشمي گرفتار بوران و سرماي دماوند شد، و در اين برنامه مجيد جان خود را از دست داد. و سرانجام... در برنامهاي كه به ياد بني هاشمي اجرا كرد، در كنار يار ديرين خود، دماوند سرافراز، آرام گرفت.چهل سال فعاليت كوهنوردي پيوسته، سالها كار باشگاهي، و دست يازيدن به كارهاي نو و گوناگون تاآخرين روزها و تا سن بالا، از جلال چهرهاي منحصر به فرد و صاحب سبك در تاريخ كوهپيمايي ايران ساخته است. از دست رفتن او ضايعهاي غمانگيز و جبران نشدني بود.مطالب برگرفته از ويكي پاكوب
پیشخوان هیمالیا؛
بنا بر ارتباط تلفنی و گزارش ارسالی از "ماکالو": 5 کوه نورد ایرانی(بهپور، شعاعی، معانی، مقدم و هاشمی) که در صدد صعود به این قله هستند، پس از طی مسیر پیاده روی از کاتماندو تا ارتفاعات ماکالو؛ امروز در کمپ اصلی مستقر شدند. گفتنی است: کوه نوردان ایرانی به همراه 3 کوه نورد چینی در حال حاضر تنها کوه نوردان مستقر در کمپ اصلی این قله هستند.
شایان ذکر است: بنا بر گزارش ارسالی از "آناپورنا"؛ با توجه به شرایط نسبتاً مساعد جوی در 5 روز آینده، «عظیم قیچی ساز» و «فرخنده صادق» نیز در این چند روز تلاش خود را برای عزیمت به ارتفاعات بالاتر این قله از سر خواهند گرفت. بنا بر این گزارش تاکنون فقط یکی از تیم های خارجی حاضر در منطقه حرکت خود را به سمت کمپ های بالاتر آغاز کرده است.
خبر از سایت فدراسیون
«قیچی ساز» در راه کمپ ۳ «آناپورنا»
بر اساس تماس تلفنی شب گذشته با «عظیم قیچی ساز»: وی صبح امروز کمپ اصلی «آناپورنا» را برای هم هوایی نهایی به مقصد کمپ 3 ترک میکند.
«شعاعی» فردا راهی کمپ اصلی «ماکالو» میشود
«محمود شعاعی» نیز با ارسال خبری اعلام کرد: طی برنامه ی خود قلهی «آیلندپیک» را نیز صعود کرده و فردا «کاتماندو» را به مقصد کمپ اصلی «ماکالو» ترک خواهد گفت.
«فرخنده صادق» نیز در راه «آناپورنا»!
بر اساس گزارش و خبر ارسالی شب گذشته؛ برنامه ی صعود «فرخنده صادق» که پیش تر با خبر عزیمت به «ماناسلو» عنوان شده بود؛ حاکی از آن است که وی برنامه ی صعود خود را به «آناپورنا» تغییر داده است.
منبع: پایگاهخبریفدراسیون
تکمیلی:
راهیان دائولاگیری در کمپ اصلی مستقر شدند
به گزارش سایت سرزمین خورشید: تیم ۳ نفره مهدی عمیدی، نیما افسایی و مرتضی رمضانی اعزامی به کشور نپال که در روز 8/1/91 ایران را به قصد تلاش برای صعود به قله دائولاگیری ترک کرده بودند سرانجام پس از هفت روز برنامه تراکینگ و عبور از گذرگاه ها و مناطق بسیار زیبا روز گذشته 17/1/91 به کمپ اصلی دائولاگیری به ارتفاع 4650 متر وارد شدند.
http://www.koohnevesht.blogfa.com/
«پروانه کاظمی» نیز در راه «اورست»!
بر اساس خبر اعلامی از سایت http://www.espilat.com/news خانم پروانه کاظمی بانوی هیمالیا نورد کشورمان در کمپ اصلی اورست به ارتفاع ۵۲۰۰ متری هیمالیا (کشور نپال) مستقر و تا کمپ یک هم هوایی نموده است.
ایشان قصد دارد بخت خود را روی قله اورست به ارتفاع ۸۸۴۸ متر و... که بلندترین قله جهان (بام دنیا) می باشد ، بطور مستقل امتحان نماید.
قسمتی که سنگنوردان به صورت رایج در آن به فعالیت می پردازند نزدیک به کافه مصطفی بوده و شامل مسیرهای مختلفی با درجه سختی از 5.8 تا 5.14 می باشد . اما در راستای دیواره پل خواب و با حرکت به سمت جنوب غربی این دیواره ، به مرور شاهد صخره های زیباتر و کاملاً بکر می باشیم که به ندرت بر روی آنها فعالیت صورت گرفته است . هدف ما اقدام به گشایش مسیر و تمرین بر روی مسیرهای بکر در گوشه انتهایی این دیواره است . محلی که با ارتفاع تقریبی 200 متر و مسیرهای کاملاً دشوار می تواند چالشی مناسب برای تمرین باشد .
قرار اولیه ساعت 7 صبح در کافه مصطفی بود . در این قسمت سرپرستان برنامه در مورد شرایط برنامه و خطرات آن از قبیل ریزش سنگ و خطرات طبیعی منطقه هشدارهای لازم را داده و سپس حسن گرامی به عنوان سرپرست تیم ، در مورد استراتژی تیم و همچنین تلاشهای صورت گرفته جهت استفاده از پشتیبان مالی صحبت کرد و در ادامه پس از صرف صبحانه نفرات حرکت خود را به سمت منطقه مورد نظر آغاز نمودند . پس از یک راهپیمایی 2 ساعته نفرات به منطقه مورد نظر رسیدند . حجم بار زیاد و سکوهای شب مانی حرکت تیم را بسیار کند و سخت کرده بود . در این قسمت در یک محدوده عرضی 500 متری نفرات اقدام به انتخاب مسیر مورد نظر خود نمودند .
http://trango.blogfa.com/post-26.aspx
وقتی کولاک غوغا بپا میکند(چگونگی ساخت یک غار برفی)
انجمن پزشکی کوهستان ایران: هنوز برنامه های کوهنوری حال و هوای زمستانی دارد. بارش در بعداز ظهر ها بیشتر است. خاطره تلخ مرگ سه تن از کوهنوردان بندرعباسی در صعود به قله دماوند در 12 خرداد سال 1387 هنوز از یادها نرفته و تمام اینها بدلیل بی توجهی و عدم اطلاع کافی از وضعیت هوا در فصل بهار و نداشتن اطلاعات کافی در زمینه نحوه بقا در شرایط سخت و چگونگی ساخت غار برفی یا اتاقک برفی و خیلی چیزهای دیگر است تازه شرایط در خرداد ماه بود نه فروردین ماه. باید اطلاعات مان در زمینه چگونگی نجات خود در کوهستان و بقا را در هنگام شرایط بحرانی افزایش دهیم تا برنامه هایی ایمن و سلامت داشته باشیم:
ترجمه ازسایت www.etisurvival.com/snocv.htm
مترجم : شهریار یمینی فر
بی سیمی که روی سینه ام بود به صدا در آمد
-"تیم یک اینجا مرکز امداد، ما بعلت نقص فنی هلیکوپتر نمی توانیم تا قبل از تاریکی هوا به کمک شما بیائیم. مفهوم بود؟"
-" مرکز نجات مفهوم بود، من هم در محوطه فرود هلیکوپتر شروع به بیواک کردن میکنم."
برای لحظه ای ایستادم و به اطرافم نگاه کردم، دوش آب گرم و یک تخت خواب نرم و راحت چیزهائی بود که امشب از دست داده بودم. ساعت سه عصر اوایل فوریه (بهمن ماه) و موقعیتم دوازده هزارپائی (3600 متری) کوههای راکی در کلورادو بود.در موقعیتی که بودم تا شعاع 10 مایلی دید مناسبی داشت. باد شروع به وزیدن کرده بود و ابرهای میانی بسرعت داشتند جلوی نور کم فروغ خورشید را می گرفتند. مرکز هواشناسی گزارش داده بود که یک توده هوا به سرعت طی شب آینده وارد منطقه خواهد شد. بعد از دو ساعت هوا تاریک می شد و درجه هوا هم فوراً به زیر صفر می رفت. وسایلی که در کوله پشتی داشتم در ذهنم مرور کردم .وقتی بیل کوهنوردی را برداشتم و رفتم که پناهگاهی برای خودم بسازم به خودم گفتم شب درازی در پیش است.
برای کسانی که در کار امداد و نجات هستند کارهائی از این قبیل چیز غیر متعارفی نیست. هر موقعی که ما قرارگاه را ترک میکنیم ممکن است هلیکوپتر به الاجبار فرود بیاید، هوا دگرگون شود و اینجاست که ما در موقعیت یا خطر ساخت بیواک فوری قرار می گیریم. به عنوان یک امدادگر در یک ماموریت اضطراری برای از جان مایه گذاشتن و صرف انرژی تمام در یک حادثه، همیشه در مرکز توجه هستیم. در طی این روند و در حین مهمترین ماموریتها دائماً جهت حفظ جان خودمان به ما گوشزد میکنند. اما در فصل زمستان این مسله مهم است که ما در استفاده از توانائی های مختلف بقاء (در شرایط سخت) دارای تجربه هستیم.
برداشت و ادامه مطلب از
http://iranmountainmedicine.blogfa.com/
من عاشق سهرابم
من زاده سهرابم
من خسته از اهل زمانم
من خورده از اهل زمینم
من قایق سهرابمآشنایی ما با او برمی گرده به سالها قبل همون موقع که تازه ما خودی پیدا کرده بودیم .
گروه ارش یا بند یخچال میدیدیمش هر وقت مشکلی بود و یا شادی صعود کنار بچه ها قد علم می کرد . یار و یاور بود و عاشق.
از چهره اش می شود دید آدم بد بین و کینه توزی نیست همین به که زندگیش را وقف این رشته وا مانده کرده که حالا باید حساب پس بده درسته هر کی کار کرد باید زیر این فشار له شود. من به عنوان یکی از بار کشیده های این دوران هرگز بدی کاسبی و نگاه بدی از این مرد ندیدم. در کمیسیون بررسی حوادث طرحی زیبا داد برای اصلاح صعود ها که اصلا نگاه نشد... یادش بخیر اون موقع که اعضای کمیسیون عده ای مستقل بودند و با برش بدون نقطه نظر خاصی و گرفتن خط از بالا ها .... ای دریغ از ما..
انتشار مدرک جرم
پیشکسوت کوهنوردی ایران، کیومرث بابا زاده!
فایل صوتی که در دادگاه آقای کیومرث بابازاده بعنوان تنها مدرک اتهام ایشان در نشر اکاذیب ، تشویش اذهان عمومی و تهمت و افترا مطرح شده را هم به صورت فایل ام پی تری با لینک دانلود و هم به صورت متن جهت اطلاع و استحضار خوانندگان و قضاوت شان در مورد اتهام مطرح شده منتشر می کنیم!
اینجا دیگر صحبت گفته ها و شنیده های این و آن نیست! بلکه انتشار عین حرفهای مطرح شده در آن جلسه است! ... مدرکی که قاضی قرار است بر اساس آن به اتهامات رسیدگی کند.
توضیح: فایلها بصورت پنج ترک با فرمت "ام پی تری" است و ما بدون هیچ دخل تصرفی فقط آنها را کنار یگدیگر قرار داده و با کم کردن حجم شان بصورت یک فایل اینجا منتشر می کنیم. بخش هایی که در آن صدا ناگهان قطع شده در فایل اصلی دقیقا به همین صورت است و ما به جهت وفاداری به اصل سند ، بخش های بدون صدا را به همان صورت اولیه حفظ کرده ایم. آنچه در گیومه آمده ، کامل کردن جمله های ناقص هنگام پیاده کردن متن ، بشکل مکتوب است و در صدا موجود نیست.
http://boorjsina.persianblog.ir/post/187/
منو عید
سبزه انداختن ، خانه تكاني ،سمنو پزان ، تهيه شيريني و آجيل، تنگ بلور و ماهي قرمز مادر بزرگ، قاشق زني، اگه پولی تو جیب پدر بود، سبزي پلو با ماهي، پای هفت سین ثانیه شمردن تا بلکه قرانی بعد من باب عیدی به جیب رسد.
یادش بخیر ننه اندوخته اش رو لای تشک یا پشت مِجدی یا وقتایی هم لای کتاب، از نظر دور می کرد... تا ای تو این وقتایی، خرجش کنه و ما که تا چند روز قبل از خرید کارمون شده بود جلو ویترین مغازه ها چِش گردوندن، که اگه قیمتش مناسب بود و ننه رضایت داد می خریدیم و اون شب، شب فراموش نشدنی بود، با کفش و لباس زیر یا کنار بالش تا تِشک صبح خوابای رنگی می دیدی تا به استقبال آتیش بازی شب عید بریم، راستی یادش سبز اگه تَه جیب ننه پول و پَله ای می موند، چه با عشق می داد که رولَه جان بُرو چند تا ترقه و... بخر و ما که می دودیدیم سراغ اهل کار که اون موقع آقایی بود به اسم"علی مثل" با صد ترس و لرز پول رو تو دستا مچاله داشتیم، نَکُنه پول کم بیاد و ایشون که یا کوزه میداد یا قوطی های خالی روغن ترمز که آخرش هم معلوم نشد کدوم بهتره از همون قوطی هایی که نصفش خاک اره بود و ای شاید کِف و کَفی می کرد، اگه دلش رحم میامد چند تا ترقه نخ پیچی شده هم میداد که بیش از بوی کرنات زرنیق هنو بوی گاو و گسفند ازش به مشام میرسید. همه اینها برا این بود که نکنه شب عیدی ما هم از اهل محل کم بیاریم، آی... آی داشت یادم میرفت، میدونی! که این کارا باید از چشای تیزبین و...؟! آقا دور بمونه و گر نه، کندن پوست از سر حداقل پاداش شب عید بود. البته بهتر بود به بهونه ای بارو بونه رو جمع کرده، جیم می زدی خونه ی خاله یا کسی دیگه...
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.














