X
تبلیغات
کوه mountain
تاريخ : چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 | 13:9 | نویسنده : ح .نجاریان

Where are you going to go   

عکس های بیشتر در

   من از بلندي مي آيم،

 از بلندترين قله ها

كه برتر از رودند

و با تو مي گويند

" فرود بايد آمد

و رود بايد شد"

 

برنامه کوهنوردی عبور از خط الراس گرین

(کوه های کردستان، لرستان) نهاوند به بروجرد

3 روزه

اطلاعات مورد نیاز برای برنامه

توضیحات منطقه:

 گَرین از رشته کوه‌های مهم غرب ایران است که بیشتر مساحت آن در شمال استان لرستان و بخشی نیز در  استان های  همدان و  کرمانشاهان قرار دارد. گرین از رشته کوه‌های بلند زاگرس است که در ادامه اشترانکوه قرار دارد و طول آن به بیش از ۱۸۰ کیلومتر می‌رسد. این رشته کوه در استان کرمانشاهان به کوه‌های پرو و بیستون می‌پیونددولاش با ۳۶۲۳ متر ارتفاع، بلندترین قله این رشته کوه است.

قله‌های بلند آن شامل یال کبود در کوه چهل نابالغان در نهاوند، قله ۱۸ یال، سه کوزان و میش پرور در بروجرد و نیز قله ولاش در شمال الشتر است. دیگر قله‌های آن شامل بازگیر و چهل تن می‌شود.

گرین از غرب به دلفان، از شمال به نهاوند، از شرق به شهرستان بروجرد و از جنوب به شهرستان سلسله محدود می‌شود. گرین در گویش محلی گرّو garru یا garri و در گویش لکی گروینgarvin نامیده می‌شود و یکی از کانون‌های آبگیر دائمی لرستان است که رودهای دز و گاماسب را تغذیه می‌کندسرآب‌های فراوانی در پای این کوه وجود دارد و آب آشامیدنی بروجرد و نیز آب مورد نیاز کشاورزی دشت سیلاخور نیز از همین سرآب‌ها تأمین می‌شود. صعود به کوه گرین از طریق روستاهای غرب شهر بروجرد، جنوب نهاوند یا شمال الشتر امکان پذیر است. دهکده ییلاقی ونایی در این پای این کوه قرار دارد. این کوه خرس، کفتار، گرگ و روباه دارد و در گذشته پلنگ نیز داشته ‌است. بخش عظیم این کوه در جنوب نهاوند بوده و جلوه‌های زیبایی به این منطقه می‌دهد سرآب‌هایی مانند سرآب گاماسیاب و گیان، فارسبان، کنگاور کهنه وملوسان از این رشته کوه سرچشمه می‌گیرند. سراب گاماسیاب با آبیاری دشت نهاوند به کرمانشاه سرازیر میشود.این رشته کوه تقریبا تا اوایل مرداد ماه برف دارد البته داخل دره‌ها مدت و گرمای بیشتری برای ذوب برف این کوه لازم است.

نهاوند کجاست

شهرستان نهاوند با مساحتی در حدود ۱۴۶۰ کیلومتر مربع، با مختصات جغرافیایی ۳۴ درجه و ۱ دقیقه طول شرقی در جنوب غربی استان همدان، به فاصله ۴۴۰ کیلومتری جنوب غرب شهر تهران و ۱۶۰ کیلومتری جنوب شهر همدان واقع شده است. این شهرستان از شمال بهشهرستان تویسرکان، از شمال غرب و غرب به استان کرمانشاه، از جنوب و جنوب شرق به استان لرستان و از شرق به شهرستان ملایر محدود می گردد.

دشت نهاوند و ارتفاعات پیرامون آن (محدوده طبیعی نهاوند) یک حوضه بازاست. علاوه بر این‌که‌شبکه‌های جاری داخل این حوضه به خارج از آن زهکشی می شوند، هم‌چنین دارای جریان‌های ورودی ازحوضه‌های مجاور نیز می‌باشد، که عبارت‌اند از: رودخانهٔ خرم آباد ملایر و قُلقُل رود تویسرکان. هر دو رود ازشمال با برشی که در ارتفاعات شمالی نهاوند ایجاد کرده‌اند وارد دشت نهاوند شده و به رودخانهٔ گاماسیاب می پیوندند.

 سرویس برگزار کننده:

تخصیص راهنما و مربی مجرب با GPS، آموزش زندگی در ارتفاع و برپایی کمپ و زندگی در ارتفاع به همراه توضیحات در طول برنامه و...

 خودرو اتوبوس VIP از تهران به نهاوند

خودرو دسترسی به منطقه

خودرو خروج از منطقه

خودرو  اتوبوس VIP از بروجرد به تهران

بیمه کامل انفرادی با سقف دیه 152 میلیون تومان

روز شمار و مدت برنامه:

مدت سفر از سه شنبه 12 شب  92/3/13 الی92/3/17  

------------------

مواردی که مورد تعهد  نمی باشند

تغذیه و حمل بار طول مدت برنامه

تخصیص چادر و وسایل

وسایل خاص شخصی

تغذیه طول برنامه

------------------

 هزینه هر نفر:

 جهت عزیزانی که با خودرو شخصی وارد نهاوند می شوند بدون احتساب خودرو VIP مبلغ 80 هزار تومان

عزیزانی که از  کلیه ترانسفر ها استفاده می نمایند :                                         مبلغ 120 هزار تومان

 واریز مبلغ  به کارت صادرات6037691117389734 بنام محمد حسن نجاریان.لطفا شماره فیش را به شماره 09121052165 یا میل Najjarian98@Yahoo.Com ارسال فرمایید.

مهلت ثبت نام پنجم خرداد 1392

مشخصات فردی برای ثبت نام و صدور بیمه

نام نام خانوادگی/  نام پدر سال تولد / کد ملی / شماره شناسنامه / شماره تماس (موبایل و ثابت
 
شماره  فیش واریزی مبلغ

محدودیت سنی:
ندارد. (با در نظر گرفتن سه روز کوه پیمایی و کوله کشی در ارتفاعات)

-----------------

درجه مسیر: کوهنوردی در ارتفاعات  بالای 3700 متر

روز شمار برنامه:

روز اول: شب ساعت 12  روز سه شنبه 14/3/92 از تهران به شهر نهاوند در استان همدان

روز دوم: چک وسایل در شهر، خریدو سایل ضروری، ترانسفر به منطقه کوهنوردی و حرکت به ارتفاعات تا حدود 3500 متر (منطقه یال کبود) شب مانی در چادر میزان راهپیمایی حدود 6 ساعت

 روز سوم: صعود قله 3850 متری یال کبود، حرکت روی خط الراس و صعود چندین قله بالای 3700 و رسیدن به منطقه قلل 18 یال و شب مانی در چادر حدود 8 ساعت

روز چهارم: راه پیمایی  در خط الراس و برگشت به دامنه کوه و نهایتاٌ بروجرد و برگشت به تهران حدود 6 ساعت

------------------

 وسایل مورد نیاز

1-     کوله مناسب با روکش

2-     بادگیر و شلوار مناسب

3-     چادر سبک و مناسب ارتفاع با بند مهار مناسب

4-     باتون یک جفت

5-     کلنگ

6-      یخ شکن 4 شاخه 7 گوهر یک جفت

7-     کیسه خواب و زیرانداز مناسب

8-     البسه مناسب (سه لایه)

9-     کلاه، دستکش، گتر

10- کفش مناسب 1 پوش

11- عینک آفتابی uv

12- چراغ گاز ایپی  با یک کپسول

13- ظروف غذا (قابلمه،کتری، لیوان، قاشق و...)

14- ظرف آب ، فلکس

15-  امداد و وسایل پانسمان، داروی شخصی، زانو بند

16-  کیت بقا(فندک، کبریت، چاقو، نخ سوزن، پتو نجات، قرص یا پودر کُلر و...)

17-  هد لامپ با باطری مناسب الکالاین

18- طناب انفرادی با دو کارابین و تسمه

------------------

روز شمار تغذیه و پیشنهادات

روز اول دسترسی به منطقه از تهران و یا...

روز دوم: صبحانه پای کوه(سراب گاماسیاب) ناهار و شام در کوه

روز سوم: زندگی در ارتفاعات (سعی شود از مواد غذایی پر انرژی و کربوهیدرات استفاده شود و برای شام سوپ در برنامه غذایی لحاظ گردد)

روز چهارم: صعود در ارتنفاعات و فرود به منطقه سرسبز بروجرد

پیشنهاد غذایی و تنقلات:

نوشیدنی گرم و سرد

شکلات انرژی بار ، بیسکویت و تنقلات متنوع و قندی

 نان  حداقل6 عدد لواش لب گرفته

کنسرو مائده، گوشت چرخ کرده سرخ یا قورمه فریز شده در کاغذ آلومینوم

مکمل اضافه کننده به آب شامل عصاره میوه جات و یا... (روی خط الراس از آب برف استفاده می شود)

وضعیت آب در منطقه:

ابتدای حرکت دارای چشمه (سراب گاماسیاب) مجددا حدود دو ساعت بعد دارای چشمه (دشت گل زرد)

روی خط الراس فاقد چشمه (استفاده از برفاب منطقه)

انتهای کار سراب توزه زن یا ونایی دارای سراب پر آب

------------------

 

تذکر مهم ، ضروری و تعهدات حضور در برنامه

امکان تهیه تغذیه و... در شهر نهاوند وجود داشته ولی بالا نه

داشتن آمادگی جسمانی مناسب و زندگی در ارتفاع

نداشتن بیماری خاص

آمادگی حمل بار شخصی

 داشتن کارت بیمه ورزشی سال 92

همراه داشتن کارت مشخصات فردی

نداشتن حساسیت زندگی در چادر و مشکلات ارتفاع

تفرات تا قله یال کبود  مورد ارزیابی  قرار گرفته و کسانی که قادر به حرکت در ارتفاع و خط الراس نباشند از قله برگشته و در یکی از دو جانپناه موجود منطقه استراحت کرده پس از اتمام برنامه در بروجرد به تیم ملحق می شود.

داشتن روحیه جمعی و اطاعت  از سرپرستی

-------------

 شرایط کنسل شدن برنامه و انصراف:

1-     اجراى صحيح و ايمن برنامه در اولويت قرار دارد، لذا در هر مرحله اى، چه قبل و چه در حين سفر، سرپرست برنامه حق کنسل کردن آنرا دارد.

2-  حداقل ظرفيت براي اجراي اين برنامه 20 نفر ميباشد كه در صورت عدم تكميل ظرفيت، اجراي برنامه لغو ميگردد.

3- شرايط آب و هوايى در برنامه های کوهنوردی خصوصا خط الراس ها حائز اهمیت می باشد. لذا در صورت خراب شدن هوا برنامه کنسل بصورت توافقی به زمانی دیگر موکول می گردد.

4- در صورت کنسل شدن برنامه  حداقل 5 روز قبل از شروع برنامه به شرکت کنندگان اطلاع داده خواهد شد. و نفراتی که مایل یه اجرا در تاریخ اعلامی نباشند مبلغ آنها عودت داده خواهد شد.

با راهنمایی

مربي كوهنوردي و سنگنوردی 

عكاس و تصویر بردار و..   

گزارشی از این برنامه

 



تاريخ : شنبه 21 اردیبهشت1392 | 21:38 | نویسنده : ح .نجاریان
سفر به سرزمین سبزی بکر و وادی اسبان سرکش- مسیر جنگلی آب بر قلعه رودخان اردیبهشت 92
واسه دیدن عکس های بیشتر یه کلیک کن
http://www.summitpost.org/abbar-ghale-roodkhan88/565215


            

        





تاريخ : شنبه 14 اردیبهشت1392 | 16:35 | نویسنده : ح .نجاریان
به کامتان شیرین
 

«جام فجر»: نفرات برتر رشته‌ی «سرعت» بانوان مشخص شدند/«زنجان» قهرمان تیمی

به گزارش رسیده؛ در ادامه‌ی رقابت‌های سنگ‌نوردی جام فجر در بخش بانوان انتخابی تیم ملی؛ نفرات برتر رشته‌ی «سرعت» نیز مشخص شدند.

بنا بر این گزارش؛ فرناز اسماعیل زاده، الناز رکابی و سیما سلطانی هر سه از زنجان به ترتیب مقام‌های اول تا سوم این رقابت‌ها را در رشته‌ی «سرعت» کسب کردند.

هم‌چنین در مجموع نتایج تیمی؛ زنجان، کرمان، تهران اول تا سوم شدند.

در حاشیه قهرمان بی حاشیه

فرناز همیشه بر فراز

همه ی زندگیش شده تمرین. شب، روز، عید، صبح و شب نداره. مدام یا روی گیره است، یا آویزون سیمیلاتور یا بارفیکس یا بدنبال می کنه نتایج سرعت جهان رو و...

توی این زمان وانفسای نخبه کُشی مُرده پرستی براش مهم نیست بِهش بی مهری کُنن و یا اصحاب رسانه اونو هدف قرار ندن و اسمی ازش نباش یا حتی سکان ورزش که به بالا بالا پُز مقاماشو میدن بین اونو.... تبعیض قائل بِشن. نه مهم اینه می خواد دور از حاشیه باشه، اما عاشق قهرمانیه و روی سَکو رفتن به اون  آرامش میده، حتی اگه شده این سکو یه صندلی ساده باشه، مهم اینه زحمت کشیده و می خواهد دستش بالا بِره مهم اینه عاشق کار در حال انجامشه. نمی دونم باید چی گفت تا خستگیش در بره، فقط می گم دست مریزاد  فرناز رو سفیدمون کردی. یاد اون روزایی می افتم که خُرد بچه ای بیش نبودی و از دیوار مَرمَری خانه ی خودتون تو بروجرد مثل وروجَک  بالا پایین می پریدی.

 آفرین به تو ماها، بروجردی ها، زنجانیا و کل ایران به همچین قهرمانی افتخار میکنن. مربی تحصیل کرده ی قهرمان همیشه روی سکوی قهرمانی  و اخلاق ببینیمت، که برازنده ی توست کسب مقام اول سرعت کشور، آسیا و.... منتظریم



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت1392 | 22:3 | نویسنده : ح .نجاریان

"نميدانم چقدر روي قله مانديم فقط مي دانم پمبا اصرار دارد كه زودتر برگرديم وقت تنگ است، چقدر سخت است دل كندن از آرزويي كه مدتها برايش تلاش كرده اي"

4 سال پیش کارگران ایران به نمایندگی کارگران سرزمین خوبم ایران دست به کاری زدند سترگ و مردانه آنها توانستند در کمال ناباوری صعودی کنند در که در دلها و یادها ماند.

هر چه تلاش کردم و تحقیق نتوانستم سابقه ای از تیمی کارگزی و مستقل در جهان بیابم که دست به همچین کاری بزرگ زده باشد. دنیالش را نگرفتم دوستان بی ریای من نیز دنبالش نبودند فقط هر سال که یاد اون ارودها می افتم و تلاش همه ی کارگران ناز دلم براشون پر می زنه کاش کاش یه بار دیگه باهم متحد بشیم تا کاری کارستون کنیم.

همیشه اینجوری بوده وقتی مشتها گره می شن کارا کارستون میشه

بیاد کارگران بیاد عاشقان

روزت مبارک کارگز

برگی از خاطرات اون روزا

88/5/5

زودتر از ساعت اعلام شده بيدار هستم چيزي مي نويسم و چند كلامي ضبط مي كنم، وضعيت مالي تيم را اشاره و اينكه به چه كساني بدهكار و طلب كار هستيم نكاتي هم در مورد روند تيم نوشته به همراه نظريه دكتر در مورد بچه ها بايگاني مي كنم درب پاكت را مي چسبانم و روي آن مي نويسم اقبال افلاكي هميشه اين چيزها را در كمپ يكم يا دو به دستش مي دادم ولي اين بار فاصله زياد است برايش در صندوق مي گذارم كه چيزي جز بشكه قرمز رنگي نيست.

88/5/9

ساعت كمي از يك گذشته كه پلك مي گشايم كه گويا از سرو صداي چادر بغلي باشد وسايل را جمع كرده شلوار سفيد پر كه متعلق به نظامي هاي پاكستان مي باشد به سختي تن مي كنم و در پي كاپشن گرتكس و... سرما حاكم مطلق است و مجبوريم درون چادر با دستكش كار كنيم، دقايقي طول مي كشد تا كامبيز خود را محيا سازد باز هم اصرار از من كه ايشان بالا نيايد و قبول نكردن از ايشان. با چراغ خوراك پزي يخ كنار كفش را آب كرده درون آن را گرم مي كنم بعد پوش داخل را پا مي كنم، سرماي استخوان سوز. بي حال. بي اشتهايي. قدم هاي خسته. همه همزادان تو هستند در اين ارتفاع و اين تويي كه اگر توان مقابله داشتي مي تواني با سوسوي چراغ پيشاني پشت سر نفر قرار بگيري بي اينكه دانسته باشي او كيست. كي حاضر شده، يكي ساعت مي گويد ديگري هنوز در چادر است و دنبال چيزي مي گردد. و تو باز در روياي صعود و رسيدن به آن اوج بلند.

ياد شعر دماوند فريدن مشيري كه وصف حال كوهنوردي كه به تنهايي راهي قله...




ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت1392 | 17:1 | نویسنده : ح .نجاریان

 

تلاشگران شور آفرینان وادی کوه

کوهنوردی یک روش زندگی ست/زندگی که قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه می رود.
راهی که بی حقوق است و رقابت بی معنا/ کوهی ها نیاز به کف و سوت ندارند.
منجی بی منت یکدیگرند / دل جوانان را به سنگ و صخره بند کرده، تا دل به ننگ نبندند.
مزد کوهیان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد / قانونشان عشق است و قانون گذارش معشوق.
عشق به طبعیت عشق به زندگی ست / و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست که عشق نیست.
و این باور ما نیست زندگی ماست.

دریافت عکس با کیفیت بالا تقدیم شما

http://upcity.ir/images/50071173075778376424.jpg

و

http://upload.tehran98.com/img1/px6fa1w31o0lk9e3gme3.jpg

    مدتی است خاطرات، فعالیت، غم و شادی و تصاویر پاک باختگان کوهستان را از نظر می گذرانم. چیزی که از همه چیز بیشتر آزار دهنده، به چشم می خورد. روحیه "زنده کش مرده پرستی ست"و غمگساری. منتظریم برای اشک ریختن، کیلومترها راه می رویم تا یادی کنی بی روح در کنار کسانی که تا دیروز روز شمار مرگ بودند. غافل از اینکه همین انسان تا چندی قبل در این دنیای وانفسا به سختی هوا را به ریه می کشاند، محتاج یک تلفن یک پیام و... بود.

کم نیست و نبود عزیزانی که هنوز در قید حیات هستند و تاًثیری به سزایی در روند رشد کوهنوردی کشور داشته اند، که با هزاران تاًسف یا از یاد رفته اند. یا از یاد برده اند. یا خواستند از یاد بروند. حیف از تاًثیری که می تواند این افکار، اندیشه پاک و تجربه داشته باشد. اما این عزیزان یادشان و به سرعت نامشان نیز به بوته ی فراموشی سپرده می شود. این تفکر آزار دهنده باعث شد بعد پرواز مهدی عمیدی دیگه دستم به قلم ناید. بارها چیزی نوشتم اما دلخوری کشنده باعث شد کناری بیندازم... سر در عکس ها داشتم. می توانستم برای هر کدام صفحاتی را سیاه کنم. دلخور خود شدم و همه که چرا بقیه را نمی یابم. دریغ از یک پاره خط، عکس و یادی....

تعدادی از عکس ها را با محبت دوستان یافتم، بعضی هم یا نبود یا فراموش شد برای ارسال. به نظم در آوردم تا شاید یادی باشد ماندگار از این بزرگان تاریخ ساز بلکه بدانند در قلب ما جای ویژه دارند و بدانند اگر رشد، آموزش و... بوده حتماً جسارت و از خود گذشتگی این عزیزان اثری ویژه داشته. حیف یافتن عکس تعدادی مهربان میسر نشد که اگر بود می شد یادی جانانه کرد از اینها  که نیافتم از جمله زنده یاد حراستی و عزیزی  و...که امید مرا ببخشایند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 10 اردیبهشت1392 | 21:45 | نویسنده : ح .نجاریان

بیاد کارگران بیاد عاشقان

روزت مبارک کارگر

 

"نميدانم چقدر روي قله مانديم فقط مي دانم پمبا اصرار دارد كه زودتر برگرديم وقت تنگ است، چقدر سخت است دل كندن از آرزويي كه مدتها برايش تلاش كرده اي"

چهار سال پیش تعدادی کارگر عاشق به نمایندگی کارگران سرزمین خوبم ایران دست به کاری زدند سترگ و مردانه آنها توانستند در کمال ناباوری صعودی کنند در که در دلها و یادها ماند.

هر چه تلاش کردم و تحقیق نتوانستم سابقه ای از تیمی کارگزی و مستقل در جهان بیابم که دست به همچین کاری بزرگ زده باشد. دنیالش را نگرفتم دوستان بی ریای من نیز دنبالش نبودند فقط هر سال که یاد اون ارودها می افتم و تلاش همه ی کارگران ناز دلم براشون پر می زنه کاش کاش یه بار دیگه باهم متحد بشیم تا کاری کارستون کنیم.

همیشه اینجوری بوده وقتی مشتها گره می شن کارا کارستون میشه

بیاد کارگران بیاد عاشقان

روزت مبارک کارگر

برگی از خاطرات اون روزا



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 1 اردیبهشت1392 | 16:18 | نویسنده : ح .نجاریان

وشته ی ارسالی به کوه نیوز با عنوان «کژمداری 3» از سوی کیومرث بابازاده (سرپرست برنامه برود پیک 92): قضاوت نهایی و قابل احترام دربارة مکاتبه فوق با خوانندگان است اما اجازه می‌خواهم بعنوان سرپرست برنامه برود پیک 92 نظر خود را اعلام کنم و جامعه کوه نوردی خود به قضاوت بشیند، قصدم هم تشویش اذهان عمومی (موضوع مورد علاقه فدراسیون) نیست بلکه عین تنویر است.

قبل از هر چیز لازم می‌دانم اعلام کنم هدف تیم از دریافت مجوز شورای برون مرزی صرفاً برای خروج دو نفر از دانشجویان مشمول می‌باشد، به هیچ عنوان بدنبال دریافت سکه و شرکت در جشن قهرمانان و ... سایر امتیازات قانونی یا غیر قانونی نیستیم و این را در مکاتبات خود با هئیت تهران و فدراسیون اعلام کرده و باز هم به آن تاکید داریم.

از زمانی که فدراسیون کوه‌نوردی اقدام به تشکیل "تیم‌های ملی" نموده و خود را در قالب یک رقابت نابرابر با تشکل‌های کوه نوردی و حتی کوه‌نوردان منفرد قرار داده، همیشه و بهر نحوی توانسته از فعالیت‌های شاخص‌تر از برنامه‌های خود ممانعت بعمل آورده و فقط دربارة گروه ما، توجه کنید به صعود زمستانه دیواره علم کوه و گرده آلمان ها که در هر دو مورد اجرای آنرا منوط به بعد از برنامه خودشان کردند یا تریچمیر و راکاپوشی، شرط اجرا را، حضور چند نفر از افراد خود را در آن قرار داده و حتماً ارتفاع قله می‌بایست کمتر از قله‌ای باشد که خود قصد صعود آنرا داشتند. این فقط دربارة یک گروه کوچک از کل کوه‌نوردی ایران است و به بقیه هم کمتر از این جفا نرفته که خود باید بگویند و بنویسند.

برداشت از کوه نیوز



تاريخ : دوشنبه 26 فروردین1392 | 14:16 | نویسنده : ح .نجاریان

اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.
به آرامی آغاز به مردن می‌كنی

 
زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنند.
به آرامی آغاز به مردن می‌كنی

اگر برده عادات خود شوی،
اگر همیشه از یك راه تكراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.
تو به آرامی آغاز به مردن میكنی

اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌كنند،
دوری كنی.
تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی

اگر هنگامی كه با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
كه حداقل یك بار در تمام زندگیت ورای مصلحت‌اندیشی بروی.

امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نكن



تاريخ : شنبه 24 فروردین1392 | 23:6 | نویسنده : ح .نجاریان

من از بلندي مي آيم، از بلندترين قله ها

كه برتر از رودند

و با تو مي گويند

" فرود بايد آمد

و رود بايد شد"

برنامه سه روزه

 جنگل آب بر شفت

تاریخ 18 الی 20 اردیهشت 

ساعت حرکت 8 صبح محل حرکت طارم اب بر

تاریخ برگشت 92/2/20ساعت حوالی 12

نحو رسیدن به منطقه:

1-    از طریق جاده طارم زنجان مدت زمان از زنجان 2 ساعت

2-    از طریق جاده رشت بعد از آخرین تونل منجیل 5 کیلومتر مانده به رودبار ، سمت چپ عبور از پل فلزی، گیلوان حدود 30 کیلومتر بعد شهر آب بر( مسیر آسفالته مناسب یک بانده ) 

-----------------ثبت نام------------------

 

مهلت ثبت نام  و واریز مبلغ روز 10 اردیبهشت 

هــــــزینه برنامه: 70 هزار تومان(از آب بر به قلعه رودخان)

شماره کارت صادرات به نام 

محمد حسن نجاریان  6037691117389734

مشخصات فردی برای ثبت نام و صدور بیمه

نام نام خانوادگی/  نام پدر سال تولد / کد ملی شماره شناسنامه /شماره تماس (موبایل و ثابت
 
شماره  فیش واریزی مبلغ

محدودیت سنی:
ندارد. (با در نظر گرفتن سه روز کوه پیمایی و کوله کشی)

 

------------اطلاعات مورد نیاز برای برنامه--------------

 

خدمات:

حمل و نقل:

  صعود به ارتفاعات از مسیری زیبا و هیجان انگیز باوانت، خودرو مینی باس و اتوبوس از تهران(میلغ کرایه رفت و برگشت جدا حساب می شود)

هدف : حرکت از طارم (هندوستان) ایران به ارتفاعات،عبور از خط الراس رویایی، شب مانی در کوهستان بکر و پر ستاره،حرکت در جنگل برنا دنیای بکر و بیاد ماندنی

بیــــــــــمه : بیمه حوادث گروهی
آمــــوزش : آموزش حرکت روی برف، زندگی در چادر، عبور از شیب های تند، عکاسی از طبیعت و مرور تکنیک های راهپیمایی
پذیرایـــی : 

صبحانه در محل آب بر و  پرداخت مبلغ ورودی قلعه رودخان

روز شمار برنامه:

 روز اول 5 ساعت راهپیمایی/ روز دوم شش ساعت و شب مانی در جنگل بکر/ روز سوم 5 ساعت اتمام برنامه ظهر روز جمعه در قلعه دهانه یا قلعه روخان

لوازم مورد نیاز:

چادر مناسب/ البسه گرم/ البسه بارانی/ پانچو/کیسه خواب و زیرانداز/ کوله با کاور/ کفش مناسب/ یخ شکن کوچک/ گتر/باتون/ طناب انفرادی/ چراغ پیشانی/ وسایل غذایی/ بهداشتی/ ظرف آب/ وسایل خوراکپزی/ کلاه عینک/ داروی شخصی و امداد/دوربین عکاسی/ فیلتر پولاریزه و uv ، سه پایه/ در صورت عکاسی در شب دگلانشور/کاور ضد باران دوربین.

مواردی که جزو سرویس نمی باشد:

غذایی:

ناهار 3 وعده/ شام2 وعده/ صبحانه2 وعده

سرویس اضافه و شب مانی در آب بر و...

حمل و نقل تهران یا زنجان  به منطقه و برگشت

تذکر:

داشتن آمادگی جسمانی حمل کوله در روزهای حرکت

همراه داشتن کارت شناسایی/ بیمه ورزشی سال

درجـه سختی:
کوهنوردی نرمال و عبور از شیب های تند و برگشت از پله 

شرایط کنسل شدن برنامه و انصراف:

1- اجراى صحيح و ايمن برنامه در اولويت قرار دارد، لذا در هر مرحله اى، چه قبل و چه در حين سفر، سرپرست برنامه حق کنسل کردن آنرا دارد.
2-  حداقل ظرفيت براي اجراي اين برنامه 20 نفر ميباشد كه در صورت عدم تكميل ظرفيت، اجراي برنامه لغو ميگردد.
3- شرايط آب و هوايى در برنامه های کوهنوردی خصوصا خط الراس ها حائز اهمیت می باشد. لذا در صورت خراب شدن هوا برنامه کنسل بصورت توافقی به زمانی دیگر موکول می گردد.
4- در صورت کنسل شدن برنامه  حداقل 5 روز قبل از شروع برنامه به شرکت کنندگان اطلاع داده خواهد شد. و نفراتی که مایل یه اجرا در تاریخ اعلامی نباشند مبلغ آنها عودت داده خواهد شد.

با راهنمایی     

عكاس و تصویر بردار و..  

عکس منطقه



تاريخ : یکشنبه 18 فروردین1392 | 18:55 | نویسنده : ح .نجاریان

                    

اجرا همراه با آموزش عکاسی از زندگی بکر مردم پاک و دیدنی ها بیکران عالم پندار


نا دیده ها را با ما تجربه کنید


برنامه ها:

داخلی:

اردیبهشت  جنگلی زنجان طارم

خرداد:  جنگلی طارم ماسوله از قله ی آسمان کوه

 خرداد: دماوند تیغه جبهه جنوب غربی نوع کوهنوری دشوار

تیر موستاق آتا


تیر:




تاريخ : پنجشنبه 15 فروردین1392 | 23:13 | نویسنده : ح .نجاریان
امروز 15 فروردین 1392 ساعت 5:45 صبح برای تلاش روی سومین قله بلند دنیا کانچن جونگا به ارتفاع 8586 متر راهی نپال شدم. این قله در شرقی ترین نقطه هیمالیای نپال و در مرز هند و نپال واقع است. اطلاعات بیشتر راجع به این کوهستان را می توانید در  http://en.wikipedia.org/wiki/Kangchenjunga  ببینید.
مدت برنامه من 2 ماه خواهد بود که با اقامتی چند روزه در شهرکاتماندو پایتخت نپال و راهپیمایی طولانی اواخر فروردین ماه به کمپ اصلی به ارتفاع 5450 متر خواهم رسید و برنامه 1 ماهه خود برای صعود را آغاز خواهم کرد. امیدوارم بتوانم بار دیگر از بلندای یکی دیگر از قلل زیبای هیمالیا دنیا را بنگرم اما مهمترین بخش این صعود برای من، انجام تلاشی شایسته است و امیدوارم در روند این تلاش هر چه بیشتر از کوهستان و عاشقانش  بیاموزم. یاد همه شما دوستان مهربان در این سفر همراه و انرژی بخش من خواهد بود.
تشکر ویژه دارم از صندوق حمایت اعضای باشگاه کوهنوردی اسپیلت که در تامین بخشی از هزینه های این سفر مرا یاری نمودند.

با انتقال اخبار کوتاهی از چگونگی برنامه به همسرم آرمان  و آقای رضا سوادکوهی (مدیر سایت)  و با به روز رسانی سایت     www.peakbutterfly.com   توسط این عزیزان، شما را از روند صعودم آگاه خواهم ساخت.

برداشت از




تاريخ : چهارشنبه 30 اسفند1391 | 14:32 | نویسنده : ح .نجاریان
گل ها 
پاسخ زمینند
به سلام آفتاب


----



تاريخ : سه شنبه 15 اسفند1391 | 22:21 | نویسنده : ح .نجاریان
اخبار فدراسیون : 
- مذاکرات و توافقات فدراسیون با هلال احمردر خصوص تجهیز پناهگاه‌ها به ملزومات امدادی 
- انتصاب مهندس مرتضی سلطانی ، علاقمند قدیمی به کوه و کوهنوردی در هیئت رئیسه‌ فدراسیون 
- محمود شعاعی مشکلات مالی فدراسیون را در 10 سال گذشته بی‌سابقه خواند ! 
در جریان نشست مشترک فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی و سازمان امداد و نجات هلال احمر و مذاکرات و توافقات انجام شده، پناهگاه‌های کوهستانی در راستای کاهش حوادث کوهستان و امداد رسانی و نهایت تلاش ، به امکانات و ملزومات امدادی مجهز خواهند شد. سازمان امداد و نجات هلال‌احمر با درخواست فدراسیون مبنی بر تجهیز پناهگاه‌های کوهستانی به امکانات و ملزومات امدادی، بر اساس لیست اقلام مورد نیاز از سوی فدراسیون،‌ موافقت کرد.
این پناهگاه‌ها عبارتند از: پلور ـ رینه ـ بارگاه سوم ـ ناندل ـ سیمرغ ـ تخت فریدون ـ جان‌پناه شمالی ـ ونداربن ـ رودبارک ـ سرچال ـ سیاه‌سنگ ـ خرسان - حسینیه سبلان ـ شیرپلا ـ پلنگ‌چال ـ سنگ‌سیاه و توچال
هم‌چنین توافق شد در برگزاری دوره‌های آموزشی مشترک، از امکانات هلال‌احمر نیز در زمینه‌ی تجهیزات موجود فنی، استفاده شود .
محمود شعاعی سرپرست فدراسیون، طی حکمی مهندس مرتضی سلطانی ، از فعالان عرصه‌ صنعت و از علاقه‌مندان قدیمی به کوه‌ و کوه‌نوردی ، را به عضویت هیئت رئیسه‌ این فدراسیون منصوب کرد .

محمود شعاعی در همایش رؤسا، دبیران و نائب رییسان بانوان هیئت‌های استان‌های سراسر کشور که در مشهد برگزار شد، درباره مسائل مالی فدراسیون گفت: در 10 سالی که من در فدراسیون مشغول کار هستم، چنین سالی از نظر مالی بی‌سابقه بوده و سال بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم و امسال متاسفانه نتوانستیم کمکی به هیئت‌ها داشته باشیم چون تنها حدود 40 درصد از 750 میلیون بودجه پیش‌بینی شده محقق گردید که اغلب آن هم طبق نامه وزارت ورزش برای پرداخت حقوق و هزینه‌های اولویت‌دار بود.



تاريخ : سه شنبه 15 اسفند1391 | 22:17 | نویسنده : ح .نجاریان

در حالی که تنها 193 روز به اجلاس کمیته بین المللی المپیک برای انتخاب سه ورزش باقیمانده در المپیک 2020 باقی مانده امروز 26 فوریه جمعی از برترین سنگنوردان بریتانیایی در مرکز ورزشی Westway در مرکز لندن گردهم خواهند آمد تا ضمن جلب توجهات به این ورزش نشان دهند المپیک در اضاء حضور این ورزش چه دستاوردهایی را تجربه خواهد نمود. 
شاید نام صعودهای ورزشی در کنار نام ورزشهای چون بیسبال/سافت بال، ووشو، کاراته، اسکیت، اسکواش، اسکی روی آب و ورزش باستانی کشتی که در صف ورود به بازیهای المپیک 2020 هستند در حاشیه قرار داشته باشد. اما در نهایت یکصدو بیست و پنجمین نشست کمیته بین المللی المپیک در شهر بوینس ایرس آرژانتین در شهریور ماه آینده مشخص کننده حضور 3 ورزش از جمع ورزشهای حاضر خواهد بود. شانو کاکسی، مولی تامسون و قهرمان سنگنوردی معلولین فاران براون امروز در مرکز وست وی قصد دارند تا در حضور خبرنگاران از حقانیت این ورزش برای راهیابی به المپیکها دفاع نمایند. اتحادیه کوهنوردی انگلستان با پشتیبانی بیش از 75.000 نفر عضو و دارا بودن نزدیک به 300 دیواره در این کشور از اقبال بالایی برخوردار است. آمار نشان می دهد در سالهای 2007-08 تعداد 86.100 نفر و در سال 2011-12 تعداد 98.700 نفر حداقل یکبار در این کشور به دامنه نوردی و کوهنوردی پرداخته اند که نشان از محبوبیت کوهنوردی در این کشور دارد.
لازم به ذکر است هرساله در جامهای جهانی و رقابتهای قهرمانی جهان در رشته سنگنوردی سه سبک سختی مسیر، سرعت و سنگ کوتاه برگزار می گردد. در این بین بدلیل محدودیتهای مقرر از سوی کمیته بین المللی المپیک تنها رشته سختی مسیر (سر طناب) کاندید حضور در المپیک 2020 می باشد. اتحادیه جهانی سنگنوردی برای جلب توجه مجامع جهانی به این ورزش از طرفداران خود خواستار عضویت درصفحه فیس بوک این اتحادیه برای المپیک 2020 شده است. باشد تا المپیک 2020 با حضور این ورزش مهیج تر از پیش گردد. 



و بخوانید از این مراسم


در این مورد بخوانید:





تاريخ : سه شنبه 15 اسفند1391 | 13:34 | نویسنده : ح .نجاریان


I believe my dream can be reality...

 
تکنیک چینی "جین جی دو"
اگر نتوانید با چشمان بسته بیش از ۱۰ ثانیه روی یک پا بایستید، اندام های داخلی شما باهم هماهنگی ندارند و بدن شما به سمت پیری است.
انجام روزانه این تمرین، روزی یک دقیقه، توصیه شده است.

گفته شده که ایمنی بدن بالا می رود، فشار و قند خون تنظیم می شود، بیماریهای شانه ها و ستون فقرات کاهش می یابد و از تحلیل قوای فکری جلوگیری می شود.
لابد تصور می کنید کار ساده ای است!

در این صورت بهتر است یک بار امتحان کنید.



تاريخ : سه شنبه 8 اسفند1391 | 9:19 | نویسنده : ح .نجاریان

نگای گذرا به کتاب اینترنتی خاطرات صعود قله نوشاق

نویسنده امین معین

پیش نویس دل:

دستم رو به سقف آسمان می گیرم، نکنه نکنه به وقت این ابو طیاره پشیمون بشه و برگرده کابل. نکنه یه وقت به جرم روزه خواری  تو کابل آویزونمون کنن. نکنه یه وقت حاج "آروم" از ما بخواد چند ساعت دیگه تو جیبش بنشینیم، حتی واسه یه دور زدن تو شهر هم حِسش نیست. خدا نکنه پیش بیاد سر سفره ی بشینی و نتونی جلو شکمت رو بگیری که عواقبش  اون می شه که سر تیم ما اومد گلاب به روت راسته روده و...نکنه "شاه لنگر" از دنده لج پایین نیاد و نزاره راه باز بشه. نکنه یه وقت آب خروشان ...رو ببره.وای اگه کریستف لهستانی آسیب جدی  میدید و یا، نه زَبونم لال...حتماً باید از خیر صعود قله می گذشتیم. یا نه اصلا با اون خستگی اگه اون قله نبود من که حاضرم نبودم قدم از قدم بردارم.وای اگه اون شب کذایی بعد صعود راه رو نمی یافتیم و یا تو دشت برفی بعد قله طوفان می شد. و می خواستیم بیواک کنیم...

دریافت اینترنتی کتاب



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 8 اسفند1391 | 9:0 | نویسنده : ح .نجاریان
گزارش صعود زمستانی قله كركس_خط الراس طامه

سال گذشته در چنين روزهايي بود كه خبري متاثر كننده جامعه كوهنوردي را در بهت فرو برد. خبر درگذشت پنج نفر از كوهنوردان كاشان در اثر ريزش بهمن در قله كركس. اين تيم ده نفره كه در برنامه ای دو روزه قصد  صعود قله از خط الراس شمال شرقي (مسير طامه) را داشتند، روز دوم دچار حادثه بهمن شده و نيمی از تيم وداعي هميشگي با دوستانشان داشتند.

طبق برنامه شش ماهه گروه كوهنوردي فراز زنجان، تعطيلات بيست و دوم بهمن امسال به صعود اشترانكوه اختصاص يافته بود. اما با پيشنهاد دوست كاشاني (علي شكرريز، از اعضاي تيم پارسال) براي تكرار اين صعود از همان مسير و در همان تاريخ و پس از مشورت با نفرات شركت كننده، تصميم به تغيير برنامه و صعود خط الراس طامه قله كركس مي گيريم. تعدادي نيز براي صعود از مسير نرمال (جنوبي) اعلام آمادگی می كنند، اما تعدادشان به حد نصاب مورد نظر نرسيده و با مشورت با ميزبان كاشانی تنها براي صعود خط الراس عازم می شويم...

ادامه مطلب



تاريخ : شنبه 5 اسفند1391 | 16:27 | نویسنده : ح .نجاریان

چه کسی مسئول مرگ کوهنورد اسلامشهری است؟

30-134.jpg

انگار عادتمان شده زمانی که حادثه‌ای رخ می‌دهد علت حادثه را به گردن یکدیگر بیاندازیم و خود را مبرا از بروز آن اتفاق بدانیم، بدون آن که لحظه‌ای تامل کنیم شاید ما هم سهمی در رخ دادن حادثه داشته‌ایم و یا برای جلوگیری از آن چه کار می‌توانستیم انجام دهیم.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گروه کوهنوردی اسلامشهر در اواخر بهمن ماه راهی دماوند شد که یکی از اعضای این گروه در مسیر بازگشت دچار سانحه‌ای شد و از ناحیه سر آسیب دید. به گفته یکی از شاهدان ماجرا، زمانی که این کوهنورد به پناهگاه دماوند انتقال داده شد امکانات مناسب نظیر سرم رینگر در پناهگاه وجود نداشت و کپسول اکسیژن ساعت هفت صبح روز بعد به اتمام رسید و پس از آن این کوهنورد 41 ساله جان خود را از دست داد. البته هلی کوپتر درخواستی نیز به دلیل مسایل امنیتی روز 22 بهمن ساعت 11:40 به محل حادثه رسید.

با توجه به مسایل گفته شده در خصوص نبود امکانات در پناهگاه دماوند و احتمالا پناهگاه‌های دیگر توضیحاتی را از رییس فدراسیون خواستار شدیم که وی در این مورد اظهار کرد: مگر هر اتفاقی که در کوه رخ می‌دهد به فدراسیون ربط دارد؟ مگر هر کس در دریا غرق می‌شود شما می روید سراغ فدراسیون غریق نجات؟

در ادامه وی دبیر فدراسیون را برای صحبت به ما پیشنهاد داد و تماسش را قطع کرد. بنابراین ما نیز به سراغ دبیر فدراسیون کوهنوردی رفتیم و درباره نبود امکانات در پناهگاه دماوند صحبت کردیم.

هادی صابری در گفت و گو با خبرنگار ورزشی ایسنا بیان کرد: در پناهگاه‌ها امکانات اولیه و پیشگیرانه موجود است که به صورت مرتب نیز جایگزین می‌شود. البته من نمی‌خواهم به کسی تهمت بزنم، اما در بعضی مواقع کوهنوردان امکانات موجود در پناهگاه‌ها را با خود می برند.

وی ادامه داد: از سوی دیگر فردی که سقوط می‌کند و دچار ضایعه نخاعی و یا ضربه مغزی می‌شود و به امکانات بیمارستانی احتیاج دارد، در پناهگاه چنین امکاناتی نداریم و امکان داشتن آن نیز وجود ندارد. همچنین فرد مصدوم یک ساعت پس از حادثه باید به وسیله هلی کوپتر به بیمارستان منتقل شود، در این زمان نیروهای بعدی مسئول هستند و اگر آنها به درستی اقدام نکنند نتیجه‌اش همین می‌شود که در رابطه با کوهنورد اسلامشهری رخ داده است.

صابری در پایان بیان کرد: در پناهگاه اقدامات اولیه و پیشگیرانه باید انجام شود که این کار به موقع انجام می‌گیرد، اما در مورد اقدامات بیمارستانی باید بخش دیگری سرعت عمل داشته باشد، با این حال فرد فوت شده در حادثه دماوند مثل خانواده خود ما است و ما سعی می‌کنیم هر کاری می‌توانیم انجام دهیم تا دیگر نتیجه‌ بدی به این شکل نداشته باشیم.

بنابراین با وجود این توضیحات، تنها می‌توان مرگ این کوهنورد را به گردن تقدیر و قسمت انداخت و این که اجلش رسیده بوده و اکنون همه با وجدان راحت بر سر کارهایمان برویم، انگار نه انگار که شخصی از خانواده ورزش به دلیل نبود امکانات و تجهیزات تسلیم مرگ شده است.



تاريخ : چهارشنبه 2 اسفند1391 | 14:40 | نویسنده : ح .نجاریان

صعود یا  سقوطی  بی بازگشت

نکاتی پیرامون صعود زمستانه



زندگی را تنها باید بر قله ها جست،

 آنجا که بوی تند آدمیان به مشام نرسد

پیشگفتار:

اول که: مدتی است می شود با یه کلیک، فهمید هوا چگونه است. این از یک طرف خوب و گویا از جنبه ای برای بعضی دچار سوء تفاهم شده با گرفتن هوای خوب سفری سبک بال در ذهن نقش می بندد، غافل از اینکه هر چیزی می تواند قدری نسبی باشد خصوصاً زمستان و کوهستان بکر. نمی دانم باید به دنیای فناوری نفرین کرد یا به ما با این همه بی خیالی که بی فکر و ساده انگارانه تن به خطر می دهیم.

  دوم:  نمی دانم گویا هنوز هم باور این قصه برای دولتمردان و سیاست گذاران، سخت باشد که با یک تعطیلات این مردم خسته از دود و دَم و زندگی شهری راهی هر جایی جز شهر ماندن می شوند و این یعنی آمار وحشناک تصادفات، هجوم بی رویه به کوهها و... همان عواقبی که آمارش تکان دهنده است و... در مورد صعود کنندگان به کوه هاي تهران با تدابیر درست و کارشناسانه فدراسیون، هلال احمر و شهرداری و با بازوی قدرت مند اجرایی هیات تهران و گروهها تا حدود زیادی مشکلات امداد در مناطق تهران مرتفع اگر چه جای کار بیشتر دارد.

اما مشکل مناطق دشواری چون دماوند، علم کوه، اشتران و... هنوز هم به عنوان مُعضلی غیر قابل حل باقی مانده که نمونه های درد آوری از آن را با خبرید. اما بطور مشخص وقتی ما اقدام به احداث قرارگاه هایی چون پلور، ونداربن و پناه گاهی چون بارگاه سوم می کنیم شایسته است محلی مشخص با تمام استاندارهای موجود برای امداد و... در نظر بگیریم. و متاسفانه بارگاه سوم با گنجایش زیاد نفرات فاقد ابتدایی ترین وسایل، اعم از بهداشتی، رفاهی، اطلاع رسانی و صد افسوس امدادی، می باشد. بودن یک کپسول اکسیژن در زمستان که امکان حمل مجدد و ارسال آن به بالا کار دشواری است، قدری بی انصافی و دردناک بوده به حقوق شهروندی.

سوم: روی سخنم با کوهنوردان عزیز می باشد به آنها که می توانند قبل از حرکت  نگاهی هر چند گذرا بیندازند به نکاتی خلاصه از این موارد که گرد آوری آن حاصل سالها تلاش خاک خوردگان این گود می باشد، قبل حرکت تفکر و تعمق کنیم: با کسب اجازه از پیشگاه پزشکان، مربیان و اساتید محترم عاشق کوه.

تندرست و هوشيار به كوه برويد

 و

 تندرست و سود برده باز گرديد!

     و از ياد مبريد كه:

        كوهستان،  جان بخش است،  نه جان ستان.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 2 اسفند1391 | 14:29 | نویسنده : ح .نجاریان

در حاشیه صعود دماوند

به بهانه ی یادی از تلاشگران اردوهای سخت زمستانه


ماکو اردوهای انتخابی مدرسه هیمالیانوردی

شاد بودم که در قرارگاه پلور شنیدم در بارگاه سوم اردویی مربوط به استان آذربایجان غربی برگزار است از دو جهت شاد بودم، اول که حسابی دلتنگ محمد نصیری رفیق شفیق و مربی اردو بودم در ثانی مسرور بودم دوستانی را خواهم دید که چندین کلاس و ادرو با هم بوده ایم. با رسیدن به بارگاه محمد را مشتاقانه در آغوش کشیدم اما نفرات اردو بجز چند نفر زیاد آشنا نبودند. پرسیدم؟! فرمودند گروه کوهنوردی آذربایجان غربی. پرسیدم دیگر شهر ها غیبت دارند؟ فرمودند کردها دعوت نشدند؟! نقدی ها هم نیامدند؟! دلم گرفت یاد بانوان زنجان و... افتادم که بعد آن همه زحمت بخاطر اختلاف سلیقه اعزام نشدند. چرا باید آن همه نیروی پر قدرت و فنی که اردوهای زیادی را پشت سر گذاشته اند به بوته ی فراموشی سپرده شوند. حیف است کار را از اول شروع کردن کاش قدری با انصاف بود.


ماکو اردوهای مدرسه هیمالیا نوردی کار در طوفان و سرمای شدید



تاريخ : سه شنبه 1 اسفند1391 | 12:36 | نویسنده : ح .نجاریان

نظر به اینکه قصد ارائه گزارشی از برنامه دماوند را دارم بد نیست گزارش تیم کوهنوردی جوان اسلام شهر را مطالعه بفرمایید و قصد فقط بررسی یک حادثه است نه رد یا نفی کسی....

گزارش حادثه قله دماوند گروه کوهنوردان جوان اسلامشهر

 طبق برنامه ریزی های قبلی ساعت 5 صبح روز جمعه 20/11/91 بنده داود رضایی به عنوان سرپرست برنامه به همراه 9 نفر از اعضاء گروه با یک دستگاه مینی بوس راهی دماوند شدیم

  مسیر آسفالته پلور به گوسفند سرا را طی نموده و مقداری هم از جاده خاکی طی شد که دیگر امکان جلو رفتن ماشین در میان برف ها نبود و ساعت 10 صبح کوله ها را بستیم و حرکت کردیم ساعت 45/11 به حسینه رسیدیم و پس از صرف نهار ساعت 12:30 حرکتمان به سمت بارگاه سوم آغاز شد . مسیر برف و یخ پاکوب شده ولی هوا بسیار گرم بود نزدیکای غروب هوا بسیار سرد شد و چهره زمستانی خود را نشان می داد در تاریکی هوا و روشن کردن هدلامپ ها ساعت 18:50 به بارگاه سوم رسیدیم .

شب را به خوبی در داخل پناهگاه گذاراندیم و چون عجله ای برای صعود نداشتیم شب را دیر خوابیدیم و صبح ساعت 8 حرکت خود را برای صعود به قله آغاز کردیم و جزو آخرین گروهها با تیم با ریتم آرامی به سمت قله حرکت کردیم ( البته اینجا هم آقای مهدور تند رفته بود و 200 متری فاصله گرفته بود و من رفتم به ایشان رسیدم و او را نگه داشتم تا بقیه ریسیدند ) اوایل مسیر برف و یخ بود هر کی که به پایین می آمد می گفت کلنگ و کرامپون نیازی نیست و بنده هم پیش خودم می گفتم شاید برای آنها نیاز نباشد ولی برای بچه های ما نیاز است پس از طی کردن مقداری از مسیر متوجه شدم که واقعاً نیازی به کلنگ و کرامپون نداریم چون روی پاکوب شنی راه میرفتیم و بنده و بعضی از بچه ها کرامپون ها را باز کرده و بین راه گذاشتیم و به راه ادامه دادیم و در ساعت 15:30 همگی با هم پای بر قله دماوند نهادیم ، بچه ها خوشحال بودن و همدیگر را بغل می کردنند و تبریک می گفتند و بعد هم مشغول عکس گرفتن شدند و چند دقیقه ای گذشت و آقای مهدور و چند نفر از بچه ها گفتند ما میریم پایین و من صدا زدم که بمانید تا با هم برویم یکی از بچه ها گفت باد شدید می آید ما میریم چند متری پایین تر منتظر شما می مانیم گفتم پس بروید و جلوتر بمانید که با هم برویم و حرکت کردند و بنده هم باقی بچه ها را بعد از چند دقیقه ای حرکت دادم به سمت پایین و بعد از حدود 15 دقیقه به بچه ها رسیدیم و پرسیدم که آقای مهدور کجاست گفتند که از یخچال سمت راست به سمت پایین حرکت کرده و ما هم هر چه او را مانع شدیم فایده ای نداشته و کار خودش را انجام داده و آقای نجاریان هم به گفته خودشان ایشان را دیده بودن و نتوانسته بودن مانع شان شوند بنده هم چند باری صدا زدم و صدایی نشنیدم و با نگرانی راهمان را از مسیر پاکوب ادامه دادیم تا این که هوا تاریک شده بود و ما در یخچال سمت راستمان چند نفری را دیدیم که به نظر می آمد مشکل دارند و ما را برای کمک صدا زدند ما هم به سرعت با سه نفر از بچه های خودمان که یکی  از بچه اماد گر بود به محل حادثه رفتیم و متوجه شدیم که مسدوم حادثه متاسفانه آقا مهدور می باشد و دیگر بنده خودم که متوجه نبودم که چه کاری را انجام می دهم و هر چه داشتیم و نداشتیم در اختیار بچه های اصفهان که قبل از رسیدن ما خیلی از کار های امدادی را انجام داده بودن گذاشتیم جای دارد که تشکر و قدر دانی ویژه از این عزیزان داشته باشم که آن شب زحمت زیادی کشیدن و به کارشان هم خیلی مهارت داشتن ، برای حرکت دادن مصدوم بچه های اصفهان اصرار داشتن که از روی گرده و مسیر پاکوب حمل شود ولی با وجود سرمای شدید و زمان بر بودن مسیر امکان هپوترمی شدن مصدوم به 100 % می رسید و بنده با خواهش و اسرار با مسئولیت خودم بچه ها را راضی کردم تا مصدوم را از مسیر یخچال روی برف ها سر بدهیم و مصدوم را با 4 طناب از بالا و پایین توسط بچه هایی که کرامپون داشتن کنترل می شد و یکی از طناب های جلویی دست خود بنده بود که سعی می کردم هر چه سرتر و با کنترل مسدوم را به پناهگاه برسانیم در بین مسیر یکی دو بار بسکت به هم خورد و زیر انداز ها جلو عقب می شدند و بلاخره با دردسر های زیاد و در شرایط سرد و سخت مصدوم تا نزدیکی پناهگاه رسید بچه های امداد از پناهگاه برانکار آورده بودند و مصدوم را روی آن گذاشتیم و با گرفتن چهار طرف آن به سمت پناهگاه تراورس کردیم و در اتاق نماز خانه که از قبل آماده شده بود بردیم خانم دکتر ماریا پزشک آلمانی حاظر در پناهگاه و آقای حسن نجاریان هر کاری که توانستند بدون امکانات پزشکی انجام داند و از طرفی با همه جا در تماس بودند  برای هلیکوپتر که متاسفانه گفتند که شب به علت نبود دید کافی امکان پرواز نیست و قول می دانند که صبح اول طلوع هلیکوپتر می رسد و همچنین در بین حرف ها شنیده می شد که قرار است از پایین سرم بفرستند اما آخر سر فهمیدیم که انتظار بیهوده ایست ،  شب سختی را در کنار دوست عزیزمان سپری کردیم و با بطری های آبگرم دمای بدن مصدوم که پایین بود به تایید خانم دکتر ماریا به حالت عادی برگرداندیم اما دریغ از یک عدد سرم که مصدوم بتواند جانی تازه بگیرد تا صبح ساعت 6:30 دقیقه مصدوم به همان حالت نفس می کشید از این ساعت به بعد بود که بنده متوجه شدم مصدوم به کندی نفس می کشد و بین دم و بازدم وقفه می افتاد دیگه به بن بست رسیده بودیم کاری از کسی ساخته نبود از پله ها بالا و پایین میرفتم و دکتر را صدا می زدم دکتر با عجله اومدند و متوجه شدیم که کپسول اکسیژن تمام شده و با کپسولهای کوچک سعی کردیم اونو نگه داریم تا هلی کوپتر برسه. بنده دیگر چیزی متوجه نمی شدم که اطرافم چی میگذره همه بچه ها در تلاش بودند بخصوص بچه های امدادگرو خانم دکتر ماریا. اما متأسفانه در ساعت 7:30 ضربان قلب عزیزمان ایستاد و یکی دو بار نبض او با سی پی آر برگشت ولی با نبود اکسیژن و امکانات دیگر و از همه مهمتر تحلیل رفتن قوای جسمانی برای همیشه ایستاد و بچه ها همچنان سی پی آر را ادامه میدادند اما دیگر برگشتی در کار نبود و ...  

 من نمیدانم که آقای مهدور ضربه مغزی شده بود یانه یا اینکه اگر صبح زود هلیکوپتر میرسید ایشان زنده می ماند یا نه اما به هر حال هلیکوپتر به علت مسائل امنیتی روز 22 بهمن و نگرفتن مجوز پرواز بسیار دیر رسید من دیگر ساعتها را نمیدانم چون خودم در اون وضعیت اوضاع خوبی نداشتم و فکر میکنم دفعه اول ساعت 9 به بعد بود که هلیکوپتر آمد و نتوانست روی باند بنشیند و رفت و دوباره ساعت 11 به بعد بود که هلیکوپتر نشست و پیکر بی جان دوست عزیزمان را نجات داد! پس از وداع با ایشان او را به تهران منتقل کردند و ما هم آخرین گروه از پناهگاه خارج شده و راهی پلور شدیم. جای دارد که از همه عزیزانی که اون شب ما را یاری کردند تشکر و قدر دانی شود بنده اسم کسی یادم نمونده بچه های امدادگر اصفهان از همون اول حادثه حضور داشتند بچه های گروه های دیگر که بنده نمی شناختم، همچنین خانم دکتر ماریا؛ آقای باقرپور و آقای حسن نجاریان که واقعأ تلاش زیادی کردند و بچه های گروه خودمان که اون شب انجام وظیفه کرده بودند و تا صبح بیدارباش بودند. افسوس که زحمات همه عزیزان به جائی نرسید و روح علیمحمد مهدور به سوی قله ها پرواز کرد. روحش شاد و یادش همیشه گرامی باد.

  بنده نمی خواهم جمع بندی یا نتیجه گیری داشته باشم چون ممکن است سوء تفاهماتی پیش بیاید ، آقای مهدور برای من فقط یک کوهنورد نبود ایشان یک همنورد قوی یک دوست بسیار عزیز یک برادر دوست داشتنی و همچادری همیشکی من بود اگر اون شب تا صبح نفس های او را شماره نمی کردم شاید اکنون باورم نمی شد که از دستم رفته است و اکنون می دانم که او رفته است و دیگر برگشتی نیست.

برداشت از

 دلم گرفت تسلیت عرض می کنم من به دلایلی که متاسفانه در جامعه حاکم هست و همه دنبال این می گردند که کسی را محکوم کنند این گزارش را بررسی نمیکنم فقط تقاضا میکنم با خواندن گزارش بنده به قضاوت بنشینیم یکی از این دوستان ایشان نظری در وب گذاشت که جواب دادم... دوستان درد من ما و شما رفع اشکالات و معایب باید باشد برای رسیدن به جامعه ی ایمن. شنیدم جناب مقدسی و دوستانشان در هلال احمر در تلاشند بالگرد های خریداری شده را که در حال حاضر در ترکیه بلوکه شده وارد کشور کنند. چرا که این بالگر ها اصلا مناسب این کار و امداد نیستند. علم کوه را فراموش نکردیم که چطور سقوط کردند و...

  به شخصا در کلاس های زیادی در خصوص امداد شرکت کرده ام که هنوز هم نیاز آن را ضروری می دانم امیدوارم شما نیز.

 همنورد دل بندم که این همه بی خیال بدون هم هوایی و یا کم ترین امکانات راهی سفر می شوی دقت کنید و حداقل رحمتان به خانواده و دوستانی که در سوک خواهند رفت بیایید.



تاريخ : شنبه 28 بهمن1391 | 13:11 | نویسنده : ح .نجاریان

خیلی ساله دستان پر قدرتش با سختون آشناست.

کم هستند کسانی که بنویسند دردی بیان کنند از دل

کم هستند کسانی که صادقانه از حق گویند بردل رانند.

عباس عزیز از این جور با پشتکارانی ست که قلمش به جان می نشیند....

نباید از حق گذشت . اجرای بعضی برنامه ها نیاز به شجاعت بسیار دارد . در پس شجاعت همه برنامه ریزی ها نیاز به یک کادر اجرایی مجرب و عاشق دارد . صادق آقاجانی علیرغم تمام مطالب درست و غلط و حاشیه هایی که در موردش گفته می شود هر دو را داشت : شجاعت به علاوه تجربه کافی برای حرکت های بزرگ و یک تیم قوی و با تجربه برای اجرا : حسن جواهرپور ، سعید جواهر پور ، صمد جباری ، رضا زارعی ، رسول نقوی ، حسن نجاریان ، زنده یاد محمد اوراز ، بهنام جداییان و ... . صادق آقاجانی قبلا هم تجربه زمستان علم کوه را داشت . او در جوار زنده یاد داودی در این منطقه و برای دیواره تلاش کرده بود . حالا که فکر میکنم پس از سالها به نظرم می رسد که او شاید می خواست ببیند چقدر دینش را به داودی ادا کرده و چقدر در ارتقاء کوه نوردی ایران موثر بوده . برنامه صعود سراسری علم کوه در سال ۸۰ برنامه ای همه جانبه بود . صمد جباری سرپرست بخش صعود دیواره بود . شعار صمد جباری این بود این برنامه در حقیقت اردوی صعود دیواره ترانگو است .

 

در ادامه عین دست نوشته های روزانه خودم در طی برنامه را می آورم :

با سپاس از قلم زیبای همنورد عزیز شهرام عباس نژاد

ادامه مطلب

http://alamchal.blogfa.com/post-284.aspx




عکس از آرشیو نجاریان



تاريخ : دوشنبه 23 بهمن1391 | 13:31 | نویسنده : ح .نجاریان
توضیح  خبر ها:
متاسفم هر روز شاهد حوادث بسیاری در کوهنوردی کشور هستیم بزودی مقاله ای تحت این عنوان ارائه خواهم نمود.
بنده در چند روز تعطیلات شاهد چندین حادثه در منطقه دماوند بودم نمی دانم اگر "ماریا" کوهنورد مجرب آلمانی با چند کوهنورد عزیز و زحمتکش ایرانی در منطقه دماوند نبودند الان آمار جان باختگان چند نفر بود که جا دارد از این عزیزان کمال تشکر را نمود .
می دانم تعدادی از این عزیزان تا صبح نخوابیدند تا تعدادی کوهنورد را که متاسفانه بدون در نظر گرفتن شرایط و فصل راهی پیک نیک صعود دماوند شوند را نجات دهند و این مشکل از دو روز قبل تعطیلات شروع و هنوز هم ادامه دارد و این در حالی است که متاسفانه بحث امداد هوایی در این کشور هنوز به شکل معضلی غیر قابل حل در آمده که مفصل توضیح خواهم داد و امیدوارم همه ی آنهایی که در منطقه بودند مرا یاری رسانند تا بتوانیم گامی مثبت نه در جهت نفی شخص یا ارگانی بلکه بلحاظ رفع این مشکل اساسی برآیم.
جا دارد جان باختن کوهنورد عزیز از اسلام شهر آقای
علی محمد مهدور 41 ساله  را به همنوردان و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض نمایم روحش شاد کاش هلی کوپتر فقط ساعتی زود میآمد الان الان..... نجاریان
----
'گزارشی از این حادثه با سپاس از آقای وحید سپنج

در روز شنبه 21 بهمن 91 پس از صعود قله و هنگام باز گشت از روی یال اصلی به سمت پناهگاه جنوبی دماوند، در ساعت حدود 17:25 و در ارتفاع 4900 متری متوجه شدم که در یخچال سمت غرب یال اصلی یک نفر از کوهنوردان بالای سر یک شخصی که درازکش بود ایستاده و با فریاد از دیگران درخواست کمک می کند. پشت سر من در فاصله 50 متری، آقای حسن نجاریان به همراه تیمشان داشتند از یال فرود می آمدند و من قبل از اینکه به سمت محل حادثه روی یخچال بروم ، به آقای نجاریان اطلاع دادم که ظاهرا حادثه ای رخ داده است.

http://sepanjkooh.persianblog.ir/post/33/

----

حادثه مسیر جنوبی:

دیروز شنبه از طریق یکی از دوستان هلال احمر مطلع شدم کوهنوردی که قصد صعود از جبهه جنوبی را داشت در ارتفاع 4800 بر اثر یخزدگی مسیر  غلطیده و با اصابت سرش به سنگ دچار حادثه میشود. خوشبختانه با وجود کثرت کوهنوردان  - که یک پزشک آلمانی هم در بین شان بوده است - به فرد آسیب دیده کمک رسانی شده و  او را به بارگاه سوم منتقل کرده و تحت مراقبتهای اولیه قرار میدهند. تیم امداد تهران سریعا آماده گردید اما دستور داده شد هلیکوپتر نمیتواند پرواز کند.

با سپاس از وب آناپورنا

http://anapourna.persianblog.ir/

----

انجمن پزشکی کوهستان ایران: همانطور که در خبر قبلی اعلام گردید یکی از کوهنوردان باشگاه اسپیلت روز گذشته در ارتفاع 4900 متری دچار حادثه سقوط شده بود و به کمک همنوردان خود و کوهنوردان حاضر در منطقه تلاشهای لازم جهت کمک رسانی و انتقال وی به ارتفاعات پایین تر انجام گردید. همچنین بدلیل شیب بالای مسیر شمالی دماوند و ارتفاع بالا امکان استفاده از هلی کوپتر در این شرایط بر اساس گفته مسئولین امداد کوهستان هلال احمر وجود ندارد و در نهایت جهت اعزلم هلی کوپتر در صورت انتقال فرد مجروح به ارتفاعات پایین تر امکان امداد هلی کوپتر فراهم می شود.

شب گذشته یک تیم امداد رسانی شامل 6 نفر از کوهنوردان باشگاه اسپیلت به ناندل اعزام شده و ساعت 3.30 دقیقه صبح امروز بسمت پناهگاه اول جبهه شمالی دماوند حرکت نموده اند و یک تیم دیگر نیز متشکل از کوهنوردان هیئت کوهنوردی شمیرانات و به سرپرستی آقای مجتبی جراحی مسئول کمیته امداد و نجات کوهستان این هیئت جهت کمک رسانی با یک دستگاه آمبولانس امداد کوهستان هلال احمر اعزام خواهند. همچنین سرپرست باشگاه اسپیلت جهت مدیریت عملیات امداد و نجات بهمراه تیم اول در ناندل مستقر شده اند.



تاريخ : جمعه 20 بهمن1391 | 14:47 | نویسنده : ح .نجاریان

نه سلامم  نه علیکم
نه سپیدم
   نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم
  نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم
نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم
نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم ...

گر به این نقطه رسیدی
به تو سر بسته و در پرده بگویــم
تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی
خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی
تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی

تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرار نهانی

تو خود باغ بهشتی
تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند
که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی
نه که جُزئی
نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی
  بخود آی
تا در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و
بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی
و گلِ وصل بـچیـنی....

 

 



تاريخ : یکشنبه 15 بهمن1391 | 13:35 | نویسنده : ح .نجاریان

یادبود جان باختگان حادثه سال 88 بهمن دیزین:

در حادثه ریزش بهمن سال 1388 که در تاریخ 16بهمن ماه روی داد، متاسفانه ۸ نفر از کوه نوردان و اسکی بازان کشورمان به نام های فرشاد خلیلی خوشه مهر، محمد مهدی خراسانی، اکبر کشاورز، علی اکبر ابراهیم پور، حمیدکاظم زاده، مجید شهپری،سید سعید طاهری موسوی و نادیا آنجفی جان خود را از دست دادند.

برداشت از

http://iranmountainmedicine.blogfa.com/



تاريخ : شنبه 14 بهمن1391 | 0:59 | نویسنده : ح .نجاریان

تقدیم به گام های خستگی ناپذیر

و

آنها که ایران را آباد خواهند


   مگر می شود پیدایش کرد. تلفن مدام یا اشغال است و یا در دسترس نیست. اعتماد ها کم رنگ شده، دوست داریم کمک ها مستقیم دست مردم برسد.جواب می دهد. تبریزم به ورزقان می روم. قرار گذاشته می شود. خسته است اما به روی خود نمی آورد. از کاغذ بازی و این اطاق آن اطاق شدن کلافه است. اما کوتاه نمی آید. آخه یاد بچه ها ی بی سرپناه، خونه های بی سقف، زندگی در آغل از دست سرما، زنان در حال زایمان در این سوز سرما به اون توان و انرژی بالایی داده. شنیدم گفتند چند روز قبل با خواهش و تمنا یه ماما و پرستار برداشته و رفته یکی از مناطق دور دست واسه رسیدگی به زنان روستا.

وقتی رسیدم تبریز اون اهر و بعد به ورزقان رسیده بود. قول و قرار رو محکم کرده از تبریز راه می افتم، سر راه یاری به مصدومان تصادفی در این جاده کم عرض منطقه باعث از دست دادن زمان می شود. برف ریز و نرم می بارد، زندگی در روستاها ادامه دارد. یکی با ظرف نفت دیگری نان زیر بغل. خرد بچه ها به کار برف بازی و آدمک سازی اگر چه بی کاپ و کلاه، که اگر بود بر سر خود می نهادند؟!. عده ای پیر سالخوره تکیه بر دیواری سر خَم کرده از ظرب و زور زلزله گذر ایام می نگرند. عزیز جان باور بدار زندگی اینجا علیرغم همه ی کاستی ها و لرزش های پیاپی ادامه دارد، قلب ها می طپد. اگر چه هنوز  خانه ی کا مل ساخته نشده، عیب و عار نیست از ترس سرما و لرزش به آغل های پیش ساخته پناه آوردن. راستی اینجا هم مسابقات فوتبال ادامه دارد اگر چه شبیه مسابقات منچستر...و تراختو نیست...!؟ اما آغ بلاغ ها، شاملو و جیقه قلبی طپنده دارد. هنوز هم یادی از گذشته مادران را می کشاند سر مزار تا فاتحه ی آرامشی باشد برای دلی سوخته. زندگی جاری ست اگر چه با لب و دهان سرما زده...می گوید" خدا را شکر تعدادی لباس و لوازم زمستانی از زیر آوار بیرون آمد؟!."

   ای هموطن آن سوی کشورم برای این دیار نان نفرست که هست،آب نیز و نفت... من سر پناه می خواهم هوا بس ناجوانمردانه سرد است.

  مسیر تردد در این فصل سخت است و اگر برفی ببارد رهایی از آن با خودرو های ساده برف روب کار ملال آوری ست. تردد تریلر و کامیون های حامل کانکس و... برای اسکان اهالی انسان را به زندگی دلگرم می کند، می شود خوشحال شد که خانوده ای دیگر نجات یافت.

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 دی1391 | 14:38 | نویسنده : ح .نجاریان

روایتی بر هیماليا نپال قله مراپیک 6654 متر

و تلاش بزرگ مردي 78 ساله كه افتخار آفريد

تقدیم به مهدی عمیدی که جاجایی سفر یادش بودم

   هَمش من نباید بِگم. ما نباید بنویسیم. خودش می گه با چشماش. دستاي لرزانش. نگاهش به خورشید. مهربونيش. دلش. آی دلش. دِلشون دریای پُر دَردیه که فقط قایق می خواد و یه شور و شوق خواستن تا تو رو مَملو کُنه از ناگفته ها. از گفته های ناب. از قصه شجاعت. شجاعت برا وطن. ناموس پرستي. تو این چند ساله خيلي بهم درس دادن. درس گرفتن. از سفره ی بی تکبرشان خاطراتی برام رقم زدند که هر کدامش یه زندگیه. بقول فیلم سازا یه مستند نابه. کِی باید گفت؟ كجا بايد گفت؟ کجا باید راند از دل...

حيفم آمد اشاره اي نكنم به اون دوران طلايي كه با اين عزيزان هم پا و هم گام قدم برمي داشتم. تمرين مي كرديم و اي ثمرش شده بود يه صعود. يه استادن رو قله. يه هوار زدن و شاد بودن .

 گفتم قبل سفر به دنیای خَشن به کوههاي هيماليا و نقل قصه ي خَشن میخ و طناب، يخ و برف پاره خاطراتي از اين دلبران واسِه دِلت بگم. كه اگه برنگشتم بگي قصه ناگفته گذاشت و رفت.

سالها پيش بود. كوران تمرینات خَشن. استادیوم پر خاطره امجديه. سرما و گرما معني نداشت. کسی كه وسط راه می ماند با چشم تَنبل به اون نگاه می شد و... روزی دوستی که رشته ي رفتار شناسی داشت به بازديد تمرينات آمد. آخر تمرین در حالي كه خداحافظي مي كرد، گفت فلانی چه جمع قشنگیه یه روزم آخر تیم هم بدو؟! خسته بودم و نادان ندانستم چه گفت و رفت، جلسه بعد چیزی مثل خُوره منو مي خورد. تمرین که شروع شد، چند دوری دویدیم به بهانه ي عقب ماندم. چيزي ديدم كه عبرتي بزرگ شدم برايم.چشمام که باز شد دیدم. لمس کردم. چشمهايم را باز كرده بود. دونده آقاي ص... چند دوري دويد.ایستاد. مكثي كرد.عرق پيشاني با حرص پاك كرد. تلنگری به خود زد. تن خسته به پله های بلند کنار زمين رساند. درحالی که مشغول بيرون آوردن كفش مي شد، نيم نگاهی از روی اعتراض به خورشید داشت. با پر دستمالش عرق روي پیشانی ستاند. نفسی با ناراحتي فرو داد. شلوار گرمكن را بالا كشيد. او يك پا از مچ نداشت و من نادان نمي دانستم. خیس شدم. پس این بود که نمی تونستی بدوی جانُم سَن. پس این بود كه عقب می موندی.... در حالی که خون سر زانوی خود را پاک می کرد غُرمي زد كه امروز فقط یک دور بیشتر دویده...

چاپ شده  در چند نشریه و روزنامه منجمله. http://www.fardayezanjan.ir/ 

 نشریه فردای زنجان



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 دی1391 | 13:34 | نویسنده : ح .نجاریان

انجمن پزشکی کوهستان ایران: همانگونه که خط عمودی با خط افقی مغایر است، بدن سازی برای سنگنوردی با برنامه های پرورش اندام برای سایر ورزشها تفاوت دارد.


جمله فوق را دکتر شریعتی نگفته، مربوط به اندیشمندان دهه های قبل نیز نمی باشد. این جمله سرآغاز پیشگفتار کتاب بدن سازی در سنگنوردی نوشته "اریک ج هورست" و ترجمه تنی چند از مربیان صعودهای ورزشی است. 
از "اریک هورست" پیشتر کتاب "تمرین برای سنگنوردی" را با ترجمه خانم "صبا جودکی" خوانده بودیم و اینک مترجم کتاب، ویرایش ترجمه های تنی چند از مربیان سنگنوردی را با همت "محمد طبیبی" مسئول سالن سنگنوردی داودی به کتابی دیگر برای آشنایی سنگنوردان با فن بدنسازی سنگنوردی تبدیل نموده اند.
این کتاب بوسیله انتشارات سنایی در 1000 جلد و با قیمت 9000 تومان به چاپ رسیده و علاقمندان می توانند آنرا از باشگاه داودی تهیه نمایند.
با تشکر از کوه قاف



تاريخ : دوشنبه 25 دی1391 | 13:29 | نویسنده : ح .نجاریان



تنفس شروع زندگیست
عشق: قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب:
قلب زندگیست


تاريخ : سه شنبه 19 دی1391 | 20:59 | نویسنده : ح .نجاریان

کافی بود در آسمون می طَپید و یه بنده خدایی دعوتمون می کرد به صرف شام یا شَب چَره. آره جونم کافی بود بعد ساعت ده شب خونه ّبرسیم. سِگرمه هاش پاک پاکی تو هم می رفت. اگه تو مخفیگاهش بود،که سه روزی از انبار می خورد و محل سَگ به غریبه و آشنا نمیذاشت. اگه تو خونه که... خجالت روت بِشم باسن وامونده می داد پشت در وکسی رو به چ... ش حساب نمی کرد. حالا هِی بیا و نازشو بِکش بابا ناناز عزیز آرتور بیا و ما را گذشت کن. نه انگار نه انگار. درست بِشو نبود که نبود.

عاشق گیاه و متعلقاتش بود. کُلی واسه خودش کِلاس داشت. چیه اهل اِفاده میگن و... جی... جی ترین یا همون "ویجی ترین"شده بود، چنان با افاده کاهو و هویج و ... رو به نیش می کشید که بی اختیار می رفتی سراغ این سبزیها و دلی از عزا در می آوردی...

بیچاره تا بود عَزب موند و همسر اختیار نکرد. نه اینکه بی تمایل بود. ما امکانش رو نداشتیم. آخه شما بِگین این دوره زمونه. با این حقوق شِندر قاز وَصلت کردنش میاد. این کارا پول و پَله می خواد. تازَشم نِمیشه رفت سراغ دختر مردم اونم با هیچ و پوچ. مردم چی میگن. مگه مردم دخترشون رو از دَم جوب پیدا کردن. بعدشم مگه بچه ما کمِ، تازشم از کجا معلومه طرف اهل زندگی باشه؟ جهازش چی؟ بدر می خوره؟ اصلا از کجا معلومه نیومده خون بَچمون رو تو شیشه کنه؟! حالا سر آقای ما به گور که آیا خوشش بیاد یا نه. ای بابا اینا بود که ما رو از رفتن خواستگاری پاک، پاکی منصرف ساخت. اونم بینوا عادت کرد و مونسش شده بود صدای نَکره ی ما و اهل منزل که چیزی شبیه تمرین آدم ناشی بود که طَپل و ساکسیفون می نواخت؟!...



ادامه مطلب