تاريخ : یکشنبه 26 مرداد1393 | 14:28 | نویسنده : ح .نجاریان

          قله مراپیک 6476 متر هیمالیای  مرکزی پارک ملی ماکالو

       نا دیده های جهان و بهترین ها را با ما تجربه کنید

17روز فول برد

 مبلغ توافقنامه:

 1- بر اساس سرويس دهي بالا و همراهي مربي رسمي و ملي كشور توافق مي گردد از بابت ده نفر

به ازای هر نفر مبلغ 1900 دلار + 4  میلیون

 2-     نحوة پرداخت 500$ و مبلغ ریالی پس از عقد قرار داد، مابقی ده روز قبل پرواز 

3-     در صورت انصراف تا 20 روز قبل حركت 10% مبلغ هر نفر به عنوان كارمزد همراه كسري بليط و در آستانه برنامه كل مبلغ عودت نخو.اهد شد ضمنا در صورت كم بودن نفرات از ده نفراضافه مبلغ دريافت خواهد شد.

تاريخ  اجرا:

18مهر 93-   OCTOBER 10 برگشت 4 آبانOCTOBER 26-

عکس های زیبای این منطقه در

روز شمار در ادامه مطلب

مهلت آمادگی تا اخر مرداد -- تلفن  - najjarian98@yahoo.com   09121052165



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 25 مرداد1393 | 13:31 | نویسنده : ح .نجاریان

گزارش «ایران» از جاده‌سازی و برق‌رسانی در جنگل بکر " مازیچال "

کاش این بهشت، گمشده می‌ماند

زینب مرادیان



اگر هرساله مسافر این بهشتی باشید که روزگاری نام « گمشده » را برآن نهاده بودند و امروز دیگر پیدا شده ! خواهید دید صحنه‌ای که تا پارسال مملو از مرتعی سبز و درختان درهم تنیده بود، امسال آهن و آجر، سنگ وسیمان است که در مقابل چشمهایتان خودنمایی می‌کند. «کلاردشت»، دشتی بر فراز و دامنه کوه‌ها که طبیعت بعضاً بکر و آب و هوای بی‌مثالش در 170 کیلومتری تهران در استان مازندران قرار دارد، چنان  می‌درخشد که گویی بهشت در همین نزدیکی است، چراکه در گرمای بالای 40 درجه تیرومرداد ماه تهران، درست درنقطه‌ای که دیگر نفست به شماره می‌افتد، باید در نقطه‌ای دیگر، گرمایی را برای تحمل خنکای بیش از حد هوا، که گاه تبدیل به سرما می‌شود برپا کنی! بله شاید تعجب کنید، اما این واقعیت کلاردشت است و شاید به همین دلیل‌های بسیار است که چشم‌های سودجویان و طمع کاران به آن همیشه دوخته شده است.

زمین خواری در کلاردشت و روستاها و مراتع اطراف آن،

دیگر ماجرای تازه و شگرفی نیست که بخواهد تعجب یا بعضاً واکنش مسئولی را درپی داشته باشد! این امر به پدیده‌ای رایج در این منطقه تبدیل شده است، تا جایی که «فرماندارکلاردشت» که تازه یک سال از تأسیس شهرستانش می‌گذرد، در نمازعید فطر، پرده از ماجرای غم انگیزی برمی دارد! «ما قصد داریم برای ایستگاه هواشناسی شهرستان، زمینی را تهیه کنیم اما منابع طبیعی اعلام کرده که زمینی در اطراف شهرستان برای این منظور وجود ندارد! حتی زمین برای ساخت بوستان در کلاردشت و روستاهای اطراف هم پیدا نمی‌شود!»
از بلوط تا ابر
تلخند ماجرا شاید اینجا باشد که تنها خیابان اصلی کلاردشت بلوار امام‌خمینی(ره) که از قضا ورودی شهرهم است و نگاه اول هر مسافر و توریست خارجی را به خود جلب می‌کند، هنوز از نعمت یک آسفالت معمولی هم برخوردار نیست! چرا که 3 سال است برای عملیات گازرسانی که هنوز هم ادامه دارد، خیابان آسفالته تبدیل به یک جاده خاکی شده است! و این قصه تنها مختص به خیابان اصلی این شهر نمی‌شود و هنوز در کوچه پس کوچه‌های محله و روستاهای «نشاط»، «اجابیت»، «مجل»، «رودبارک»، «ازوج»، «مکا»،  «گرگ پس» و حتی خود راه رسیدن به جنگل مازیچال یعنی روستای «طویدره»، این خاک، سنگ و کلوخ است که حرف اول را می‌زند و با هر بارانی، بارانی از گل و لای است، که امان از قدم‌های مردم محلی و ماشین‌هایشان می‌برد!
 " مازیچال " منطقه‌ای است در 17 کیلومتری کلاردشت که از جنگل‌های متراکم بلوطی آغاز می‌شود و به میان ابرها و بسی بالاتر از ابرها ختم می‌شود! صحنه‌ای که نگاه هر بینایی را محسور می‌کند و تا اواخر شهریورماه سکونتگاه ییلاقی روستاییان و دامداران منطقه است. در مازیچال این فرصت را دارید که در نبود آب لوله کشی، برق و حتی آنتن تلفن همراه، یک زندگی بسیار متفاوت از زندگی شهر را تجربه کنید.
حال در این میان دایه‌های مهربانتر از مادر پایشان را گذارده‌اند بر بیخ گردن بکرترین جنگل خزری منطقه، داد وامصیبتا سر داده‌اند و می‌خواهند وسط جنگل‌هایی که شاید به وجود آمدنشان قرن‌های متمادی زمین شناسی طول بکشد، جاده درست کنند، برق بکشند و... . و در این میان تنها چیزی که مهم نیست، این است که چند اصله درخت، قربانی خواهد شد! و دلیلشان هم آن است که منطقه گردشگری نیاز به امکانات رفاهی و زیربنایی دارد!
«طرح جاده‌سازی و برق رسانی» به منطقه «مازیچال» که در آخرین تقسیمات کشوری متعلق به عباس آباد (با فاصله 50 کیلومتری) است و به لحاظ منطقه‌ای چسبیده به کلاردشت (با فاصله 17 کیلومتری) است! طرحی است که به تأکید کارشناسان و جمعی از مسئولان، سبب از بین رفتن هکتارها جنگل بکر در منطقه می‌شود و به همین جهت اعتراض مردم محلی، متولیان وکارشناسان منابع طبیعی را در پی داشته است. براساس این طرح مقرر شده در مراتع «مازیچال»، روستایی ایجاد شود و در پی آن امکانات زیربنایی نظیر برق و جاده آسفالته نیز ساخته شود.


فاتحه‌ای که قرار است خوانده شود !


«محمد معصومی» فرماندار کلاردشت با اشاره به حفظ جنگل و منابع ملی در این خصوص می‌گوید: «جاده جنگلی منتهی به مراتع مازیچال در دل جنگل، رگ حیاتی کلاردشت است، این برای ما قابل قبول نیست که سه هکتار مستثنیات روستا اعلام شود و عده‌ای به فکر انتقال امکانات و زیرساخت به آن منطقه باشند. »
وی در گفت‌و‌گو با مهر در ادامه خاطرنشان می‌کند: «اگر امکاناتی چون برق، آسفالت ومصالح ساختمانی به منطقه بکر و جنگلی مازیچال وارد شود باید فاتحه صدها هکتار از مناطق جنگلی و مرتع خوانده شود، ضمن اینکه در خصوص همین سه هکتار هم که تبدیل به ساخت وساز شده است شبهه‌هایی وجود دارد!»
فرماندار کلاردشت با اشاره به طرح روستا‌سازی درمراتع «مازیچال» تأکید می‌کند: «هیچ طرح و ایده‌ای که بتواند با هدف سودجویی به مراتع وجنگل‌های مسیر آسیب برساند قابل قبول نیست، از نظر ما و مردم منطقه کلاردشت، «مازیچال» باید به عنوان یک منطقه حفاظت شده و پارک طبیعی باقی بماند.»

ادامه و برداشت از

http://kelarna.com/index.php/2013-08-04-13-33-31/2675-2014-08-13-02-54-47



تاريخ : یکشنبه 19 مرداد1393 | 14:0 | نویسنده : ح .نجاریان

 

زنجان، مهمان  دستان طبیعت.

نمایشگاه عگس   تندیس خیال

                                            عکس  و شعر : اسمائیل کشتکار

آوخ عشق،

این سربه هوا کودک درون سخت نفس میکشید ومن تشعشع عشق را درضرب آهنگ انگشتان آدمی  دیدم وتلالو نور را در مسافرکوچک خیالش .

آنک اسیر خاک را گفتم پرواز را به خاطر بسپارما کبوترهایمان را پیدا کرده ایم و قمری خوش قلب خیالش را میان انبوه نامهربانیها شقایقی دیدم بسان استواری فلک.

عشق را به چشمان خود دیدم و دیگر مرا هراسی نیست ازنیست.عشق آدمی به طبیعت، عشق آدمی به آدمی است و من آدمی را در تندیس خیال او دیدم.تندیس خیالت خیالم را پرداد وخود تندیس خیالم شدی. اسیر خاک بودن  ، چه دور بود این همه نزدیکی  وتونزدیک دیدی زیبایی را، عشق را. قسم به فریاد که من هیچگاه اینچنین دست طبیعت را نگرفتم که تو وطبیعت اینگونه با من رفت پاک و بی آلایش. چشمانی که خدا را عبور کرد تا دیگر بار روشن کند طبیعت بی جان روحم را

با کمال سپاس از سرکار خانم حسنی و همسر مهربانشان



تاريخ : چهارشنبه 15 مرداد1393 | 13:44 | نویسنده : ح .نجاریان

آغری زِ سر درد طلبید بناز

تا سفر دنباله داشته باشد سوی نور چون جاری رود

آرارات مرداد 93

مرداد گرمی است، زِ دست گرما همان به که بکوه بگریزی

ستاندن خودرو در یوم تعطیل از دست دلالان نابکار کاری است کارستان، هر چه خودرو بیخود و زوار در رفته است شاهی می کند. این که حل شد، نیمه شبی که فردایش راهی می شویم ضربه ای ناکار بر سرمان فرود می آیید که کم مانده عطای اجرای برنامه را به لقایش ببخشاییم. دوستی. راستی چرا دوستی ها بعضاً از مرز دوستی وارد خط قرمز بد طینتی می شوند، خوش که بنگری شاید ایراد از ماست و بس... دوست، دوستی که گویا گرمای فصل داغ دگرگونش ساخته، قیمتی نجومی از برای اجرای برنامه طلب کرد. بطوری کار با یکصد دلار اضافه هم حل نمی شد. باز هم همت کهنه دوستان دل پاک که مدد رسان شده با اندکی دریافت مبلغ اضافه همت به اجرا گرفتیم.

مسیر طولانی تهران بازرگان جز با خودرو های مرتب خستگی راه همراه داشته و کدورت آغاز سفر، که ما بشاش و مصمم، دل به سفر بستیم.

خواهر خوانده دماوند(آغری داغ) سگرمه در هم کشیده رخ بر نمی تابد تا مسافرین عاشق جمال زیبایش بینند.کار عبور مرزی ساعتی بطول می انجامد. مجری جدید تورهای آرارات جلو درب ورودی منتظر است. آشناست. در صعودهای قبلی دیده بودم. پرتوان است و باهوش. به نیکی وارد کشور ترک می شویم. هتل" الدرادو در حاشیه شهر دوغوبازید" محل اقامت ما در شب عید رمضان است. دوبایزید با مردم کرد نشین حال و هوای خاص خود دارد و مردم زبان به روزه بسته اند. گشتی و صرف شامی در شهر دل و روحمان را آماده سفر به کوه خاموش آتش فشانی می کند.

چکاب وسایل همنوردان، همچنین کنترل فرم های پزشکی و قرار داد، توضیح مسیر، شرایط صعود، تقسیم مسئولیت ها در ساعات آخرین انجام شور اجرا داریم.

آغری می خواندمان

با زحمات دوست بزرگ و عزیزم آقای علی محمدی در ماکو مشکلات خروجی یکی از دوستان ردیف شده به ما ملحق می شود، جهت جبران زمان از دست رفته از مسیری قدیمی و متروک با دادن مبلغی اضافه بالا رفته، با تحویل دادن بارها به اسب های بارکش تن نازنین این حیوانات نجیب را زیر بار خم نموده دل خوشیم که سفری سبک بال داریم...!؟

آرارات این کوه مخروطی شکل، چیزی شبیه دماوند خودمان است البته بگذرم از اینکه اینجا قدری سبز تر و در چند قسمت عشایر کُرد محلی اقامت داشته، دل خوشند، بلکه از آنها چارقدی و یا لبنیات و آبی طلب گردد و در عوض چند لیری حاصل کار.

دیگر ویژگی خوب این قله نداشتن پناهگاه و مخروبه های فلزی است که خود باعث تمیزی منطقه گردیده است. که تلاش محلی ها بی تاًثیر نیست، اما دیگر زیبای این قله وجود یخچال آخر مسیر است که چونان کاکلی سفید بر بلندای سرش آرمیده و گَر خشمش فزون شود یارای صعودش نیست و گر مِهرش فزون صبح را بر بلندایش به آغوش کشیدن عین عاشقی است همان موقع که از دامان آرارات کوچک به ناز سرک می کشد.

اقامت در محلی یکصد متری پایین تر از یاشیل کمپ باعث استراحتی جانانه می گردد از برای خستگان راه دراز بندر و یزد تا این دیار مگر می شود اینجا آمده و بی بهره ماند از بارش شبانه همراه با رعد و برق بی همتا آب از لب و لوچه چادر ها سرازیر شد و قدرت به نایلون کمپ پناه آورد و دیگران با روی زیاد تاب آوردند.  

صبح زیبایی ما را به خود خواند، یاد قدیم ندیما بخیر سر چشمه رخت لباس شسته می شد و ننه ها با آب و تاب اون رو روی سنگا و یا درختا پهن می کردند و خورشید دست بکار خشک کردن می شد و باد حکم اتو کردن، امروز کار ما با این تیم شده حکایت اون روزگار اگر چادر و البسه خشک نشوند در  ارتفاع 4200 امشب از دست سرما چاقو دسته کردن داریم.

فاروغ راهنمای آرام ما راه می گشاید، کاروان چهل نفری رو به سوی جنوب از شیبی نسبتا تند بالا می کشد، صبح است و هوا، هوایی با طراوت همره نسیم جانبخش قله که گردن لای ابرها خم کرده و میزبان هر انکس است که آماده تر است.

ساعتی بعد یاشیل کمپ با چادرهای رنگی زیر پاست و ما مُورن های یخچالی را بالا می کشیم. جمعیت زیادی عاشقانه به پابوسش می شتابند، دو نفر از قبراق های تیم را بالا فرستاده، جای چادر را رزرو می کنند. راه در راه، پیچ پشت پیچ می کشاندمان بالای گردنه ی دوزخ دره تا قله آرارات کوچک سلاممان گوید. چه با ناز. چه با شور قله خاموش در دل ماگماهای سیاه رخ می نمایاند و صد البته دلخور این غول بزرگ برفی است و حرفش هست: که این آغری با این قد و قیافه اش حق ما ستانده و گر نه ما هم کس و کاری واسه خود داشتیم و ابهتی قابل عرض.

بخواهی، نخواهی پاهات که به بالای 4000 متر می رسه، ناخدا گاه سردردی خفیف میهمان سَر می شود و پاها کندحرکت. اگه تمرین قبل برنامه خوبی داشته باشید پُر مسلم است راحت هستید و بقولی آب راحت از گلو پایین میرود و گرنه باید دست به دعا برداری برای پزشک یار گروه و زانوی غم بغل کردن که آیا قله توانی رفت یا نه.

کف سازی چادر اگر چه کاری است طاقت فرسا اما برای برای بالا بردن سیستم هم هوایی بسیار موثر  بوده، باید آرام و با احتیاط کار کرد و نبض و تنفس را دقت نمود همچنین نوشیدن موثر است. باید استراحت نمود و بهتر است نخوابید و بهتر است خود را به کارهای نظیر آشپزی، مرتب نمودن وسایل و.... مشغول نمود. رفتن بالا به منظور هم هوایی، حداقل 200 متر می تواند شما را آماده کند برای خوابی دلچسب و تکمیل نمودن کربوهیدرات و آب از دست رفته بدن...

بزودی کیسه بستری است مناسب برای چند ساعتی استراحت هنوز چشممان گرم نشده صدای گوش خراش زنگ بیدارمان می کند مصرف زیاد لبنیات در عصر حس و حال خوبی برایمان نساخته، سنگین آماده می شویم. از دوازه شب نیم ساعتی گذشته که درون صف قرار داریم و رقص نور چراغ ها سینه سیاه راه را می شکافدگام آرام به علت پوشش زیاد حرکت سخت است، دقایقی بعد از دست البسه زیاد رها شده بنرمی کاروان جلو می رود آنقدر نرم که موجب اعتراض تند روهای تیم شده، اگر جه باز هُرم صعود و اصرار بی مورد بعضی ها صعود آماده می شد مشکلاتی درون تیم بوجود بیاورد که حضور راهنمای تیم و اعزام او برای بازگرداندن و گوش ندادن به تقاضای بی مورد توانست کار را فیصله دهد.

 صبر و متانت یاری رسان است یکی آب می دهد دیگری تشویق آن دیگری یخ شکن می بندد و به تنفس تشویق براستی ورزش ما چیست جز یک زندگی این حریف کوهی است  استوار و عاشق و تو و یارت استاده در برابرش بی رقابت وستیز او بدنبال عاشق است تو دل داده آرزویت رسیدن یار است و گرنه چه مددی کدام یاری و کمک برو بگذار و بگذر بگذار ساعتی از من زودتر آن بالا رسی...

اما تو می مانی تا او که هزاران کیلومتر آمده تا پا ورکشد بروی قله نیز برسد و تو سهمی داشته باشی از این دلدادگی و شور و این یعنی تعریف درست زیست، بودن و عاشق شدن. در مه آرام خوابیده انگار در لحافی از پر قو بنرمی سر بر بالین آرارات کوچک گذاشته و باد برایشان لالای می خواند.گاهی بشور گاهی به شر...شور و شر بیاد ماندنی است این تلاش.

لب از سخن باز ایستاده فقط قرچ قرچ برف یخ زده است زیر پاها که تبدیل به آهنگی موزون شدههمره سمفونی زیبای بادتورا چون خود می آرایید، پلک ها و ابروان باخطی چشمی سفید آراسته می شود تا تو به زیبایی اگر چه خسته خواب آلوده، گام وَر کشی بَر بلندای این سرزمین شور این یادگار کهن این سرزمین موسی ها و کوران تاریخ....

قله برای همه و هر جا زیباست چون تو آمدی بناز به یاد یار، با همه شور و به عشق زانو میزنی بنام او که هست و هر چه عاشق است

بیاد حضرت دوست، بیاد بیماران محتاج، بیاد آنکه در راه ماند و عاشقانه رفت.

دل سپرده ام من بروی تو

در دل من است آرزوی تو

 



  • رضا
  • آریس موب