تاريخ : شنبه 2 اسفند1393 | 14:35 | نویسنده : ح .نجاریان

شیرکوه 4075 متر نگین کویر

توجه توجه:

1- قرار برنامه:

لطفا راٌس ساعت شش و ربع روز چهار شنبه 93/12/6 در محوطه داخلی راه آهن

(سالن لاوی، سمت چپ شرق زیر قرآن)

2- همراه داشتن یخ شکن 4 شاخه، بادگیر، چراغ قوه و پانجو الزامی است

 

اب هوای روز پنجشنبه تا روز چهارشنبه هر روز آورده می شود
 
 

 لینک سایت

http://www.accuweather.com/fa/ir/shir-kuh/511304/daily-weather-forecast/511304?day=4

  • رعد و برق: 20%
  • بارش: 0.01 اینچ
  • باران: 0.01 اینچ
  • برف: 0 اینچ
  • یخ: 0 این

زمان برنامه سه  روز

تاریخ  و زمان حرکت:  

رفت:چهارشنبه 6 اسفند

ساعت 6.15 دقیقه صبح میدان راه اهن محوطه کنترل بلیط ساعت حدود 12 یزد (پردیس)

برگشت:  جمعه 8 اسفند ساعت 17 عصر از راه آهن یزد ساعت حدود 22.30 تهران

ترانسفر اصلی تیم

روز شمار برنامه:

روز اول، چهارشنبه 6 اسفند:حرکت از تهران ساعت 6 صبح  از راه آهن تهران قطار سریع یزد(5 ساعت)

اقامت در مهمانسرا، گردش شهری (آزاد)، شرکت در مراسم گزارش خوانی صعو قله چوایو به همراه فیلم و عکس(آزاد)

روز دوم، پنجشنبه 7 اسفند:

  • صعود قله  شیر کوه یزد  برگشت به مهمانسرا
  • حرکت صبح زود از یزد و رسیدن به ده بالا حدو.د 3000 متر،
  • صعود تا پناهگاه حدود چهار ساعت، استراحت ، صعود به قله حدود دو ساعت
  • برگشت و سوار شدن به خودرو

روز سوم،  جمعه8 اسفند:بازدید اماکن تاریخی (ترانسفر تور)

 برگشت ساعت 17.30 از یزد با قطار سریع تهران (پردیس) حدود ساعت 20 شب

 

توضیح و تذکر مهم:

به لحاظ مشکلات تهیه بلیط قطار... لطفا در تاریخ اعلامی نسبت به ثبت نام اقدام فرمایید.

 

--------اطلاعات مورد نیاز برای برنامه---------

خدمات ارائه شده:

ترانسفر ها:

پک الف:

  1.       تخصیص بلیط قطار رفت و برگشت سریع تهران یزد و بلعکس
  2.      تخصیص ترانسفر شهری )راه آهن به شهر، روز جمعه بازدید شهری)
  3.       تخصیص خودرو  از یزد به پایین کوه و برگشت (جهت صعود قله)
  4.       تخصیص محل اسکان (مهمانسرای آموزش پرورش)
  5.      انجام امورات بیمه کامل نفرات
  6.       اهدا دیپلم صعود قله
  7.      همکاری اکیپ امدادی مجهز در منطقه، راهنمای مجرب

پک ب:

  1.      تخصیص ترانسفر شهری )راه آهن به شهر، روز جمعه بازدید شهری)
  2.       تخصیص خودرو  از یزد به پایین کوه و برگشت (جهت صعود قله)
  3.       تخصیص محل اسکان (مهمانسرای آموزش پرورش)
  4.      انجام امورات بیمه کامل نفرات
  5.       اهدا دیپلم صعود قله
  6.      همکاری اکیپ امدادی مجهز در منطقه، راهنمای مجرب

مواردی که جزو سرویس نمی باشد:

  • وعده های غذایی طول برنامه
  • حمل نقل شهری خاص نفرات به مکان های غیر روند برنامه
  • خودرو اختصاصی
  • وسایل اختصاصی صعود
  • اطاق اختصاصی (در صورت نیاز قیت هر اطاق کامل اخذ خواهد شد)

تذکر و درجـه سختی:

  • کوهنوردی صعود به قله از ارتفاع حدود سه هزار متر  تا قله   4050 متر
  • همراه داشتن کارت ملی، گروه خون، بیمه ورزشی سال
  • همراه داشتن پک دارویی شخصی
  • نفرات متاهل همراه داشتن کارت شناسایی معتبر (در صورت تمایل به خوابگاه شخصی)

محدودیت سنی: ندارد رضایت نامه والدین برای افراد زیر 18 سال تا پناهگاه

 

                           --شرایط ثبت نام--

          

  1.      تخصیص ترانسفر شهری )راه آهن به شهر، روز جمعه بازدید شهری)
  2.       تخصیص خودرو  از یزد به پایین کوه و برگشت (جهت صعود قله)
  3.       تخصیص محل اسکان (مهمانسرای آموزش پرورش)
  4.      انجام امورات بیمه کامل نفرات
  5.       اهدا دیپلم صعود قله
  6.      همکاری اکیپ امدادی مجهز در منطقه، راهنمای مجرب

 

  1.      تخصیص ترانسفر شهری )راه آهن به شهر، روز جمعه بازدید شهری)
  2.       تخصیص خودرو  از یزد به پایین کوه و برگشت (جهت صعود قله)
  3.       تخصیص محل اسکان (مهمانسرای آموزش پرورش)
  4.      انجام امورات بیمه کامل نفرات
  5.       اهدا دیپلم صعود قله
  6.      همکاری اکیپ امدادی مجهز در منطقه، راهنمای مجرب

       هـزینه برنامه: 

بر اساس خدمات اعلامی واریز:

پک الف:   مبلغ 180000 تومان 

 پک ب:    بدون بلیط قطار 110 هزار تومان

شماره کارت صادرات به نام محمد حسن نجاریان  6037694034249486

شماره حساب صادرات به نام محمد حسن نجاریان  0207969097005

اعلام شماره واریزی یا کد رهگیری

تذکر: همراه داشتن فیش واریزی قبل از حرکت الزامی می باشد

ardeshow.najjarian@gmail.com  با تلفن 09121052165 

تذکرمهم: ثبت نام و واریز مبلغ فقط تا روز 15 بهمن  1393 امکان پذیر می باشد.

مشخصات فردی جهت انجام امورات بیمه:

نام، نام خانوادگی، نام پدر، سال تولد،کد ملی، شماره شناسنامه، شماره تماس (موبایل و ثابت). 
شماره  فیش یا کد رهگیری مبلغ واریزی

لوازم مورد نیاز:

کفش مناسب ساق دار کوهنوردی، کوله 20لیتری (یک روزه)، البسه گرم، بادگیر، گتر، کلاه لبه دار، دستمال گردن، باتون، فلکس چای، قمقمه عینک آفتابی، چراغ قوه با باطری اضافه، داروی شخصی، لوازم بهداشتی(کرم ضد آفتاب)، ملحفه، حوله، لباس شهری

شرایط کنسل شدن برنامه و انصراف:
1- اجراى صحيح و ايمن برنامه در اولويت قرار دارد، لذا در هر مرحله اى، چه قبل و چه در حين سفر، سرپرست برنامه حق کنسل کردن آنرا دارد.
2- در صورت کنسل از سوی شخص 10 روز قبل حرکت 70% هزینه پرداختی عودت و 5 روز قبل حرکت مبلغی عودت نخواهد شد.



تاريخ : شنبه 18 بهمن1393 | 13:39 | نویسنده : ح .نجاریان
خاطرات کوهنورد اسپانیایی از نانگاپاربات

بخوانید



تاريخ : چهارشنبه 1 بهمن1393 | 14:5 | نویسنده : ح .نجاریان

از خلوت کویر

تا بلندای کلوت

برای آنها که نان را می فهمند و آب را عاشقانه پاس می دارند

دل نوشته سفر

 حسن نجاریان

سفر به کویر گذری است عاشقانه به خود درون و رویاروی با مردمیکه به نیکی قدر نان را می فهمند و قطره قطره آب را گوارا،پاس میدارند.

به کویر باید عاشقانه سفر کرد. تهی رفت و لبریز شور برگشت. سفر کویر دوربین دل می خواهد و صفای باطن.چون سفر به انتها رسد دل و گامت رضای برگشتش نیست.حیف است این ناب عالم رو گذاشتن و رفتن.کاش سفر تا ته ریگها تاانتهای کلوتهاادامه داشت. وقتی برمی گردی خیلی زود دلتنگ رَمل ها، نبکا، قنات،کلوت، ماسه های غلطان و رود شور،دستان پینه بسته مرد کویری، چهره در هم تنیده و سوخته­ی مادر کویر می شوی. چشم انتظاری تا سفر بعد.

وقتی برنامه ردیف و همسفرای خوبی ثبت نام کردند، چیزی نمی ماند جز نقل سفر و مرور قصه ی بی پایان کویر. ساعتها مات و مبهوت کلوت و ماگماها، مردم بی ریا و... می شوی،عکس­ ها را مرور می کنی، سناریو می سازی، کویر را هِجی می کنی. شادی که همسفر کسانی بودی که قدر ذره ذره بودن تو دل کویر را دونستن، باثانیه هاش ساز عشق کوک کردند.

وقتی همه چیز جور و همه خوب هستند، یعنی سفر به ناشناخته های ناب. از راننده خودرو خوش خُلق خو گرفته، تا عاشقان دیگر که آمدن برا از نو شدن با خود شدن.

راستی میاد؟ کاش بیاد. براش لازمه. برا همه ما سفر لازمه. دل تو دلم نیست. رقاصک مستانه می تازه. اگه نیاد، خستگی به جانم چیره...، به سختی صعودی نفس گیر، پیام کوتاه روانه می کنم: هستی؟ دلتنگتیم. به دقیقه نکشید. صدایش، آرام گوش است."خدا بگم چکارت نکنه، خواستم سورپرایزت کنم اما تو، همیشه فکر آدم رو می خونی، دارم میام نزدیکم" شادم که کلیت همسفرا درد آشنا هستند.

چی بگم از کرمانیا از مهدی و گروه عاشقش از آذر، سینا و موتور جت احد که روزهاست در تلاش اند، یادم هست هفته قبل از کویر زنگ زد"عمو همه چی ردیفه، غذا چی می خورید سفارش بدیم".

دریغ و درد از بانی مسجدی که حرمت نگه ندارد. یکسره داد توریست وجذب آن می زنیم، وقتی هست باید از هفت خوان رستم گذر کند، کاغذ بازی سخت نظام خسته کننده اداری هیچ وقت تمام شدنی نیست که نیست.

حتی رستوران بین راه هم صمیمانه پذیرای عاشقای این سفره و معلم هایی چون صالحیه در فکر درس کویرند. دانش، ساز عشق کوک می کنه و پاک های پاک آخر اتوبوس را به کلاس موسیقی و قهوه سرا تبدیل کردند. ذهن می رود به مکتب خانه های قدیم و خاطرات گریز پای اوان کودکی. البت حالا انگاری نام این حرکات و شلوغ کاری ها عوض شده و پزشک ها به آن لقب"هایپر" داده اند.  عده ای هم مدام ناله گرسنگی سر داده دنبال میان وعده غذای هستند. به ساعت نکشیده یخ غریبی بین نفرات آب شده حتی خلبان خودرو هم با همسفران خودی می شود.

من از کویر چه گویم یا:

از نقطه صفر زمین

ازگندم بریان

از ماگما های عاشقش و سخنگو

از رود خنایگر شور

از نماز عشق بر سجاده آتش

از وضوی نور بر بلندای شور

از دل عاشق یاسمن، یسنا و میثم با گلوی گرفته

از زخم زبان عده ای نالان که ای داد بجای ناله و اشک درد دل به کویر بردن چه سود؟!.

از خانمی که با ردای زرد زخمه های دل یاسمن می سراید و پناه تن لرزه اش شده الهه­ی کویر

از رحمتی که بر ما فرود آمد با ضرباهنگ نرم شاترش تا مست حضورمان سازد.

از فریبا با شور و شر با صدای نابش

آری: پای برهنه باید رفت. عاشقانه باید رفت. مستانه هم کلام شد­ و عارفانه جوئید. بی صدا باید رفت. تا شاید شنید ندای دل کویر شور آفرین.

قصه نیستم که بخوانیم ....

کاویدن عشق،آواز نمی خواهد. این دردکهنی است، فریادش باید کرد. یاسمن دردش زِ یاد رفتن ریزدانه های روان بود و درد کلوت.غم گسارش ریگ بود و هم کلامش رود.

 

ادامه مطلب



تاريخ : سه شنبه 30 دی1393 | 0:6 | نویسنده : ح .نجاریان
کتاب بی نظیر
MOUNTAINS A Passion For Climbing IN MY HEART
نوشته بانوی بزرگ کوه نوردی جهان " گرلینده کالتنبرونر" با ترجمه آلمانی به انگلیسی دوست خوبم خانم " بیلی بیرلینگ"
را می خواندم. مقدمه بی نظیری به قلم گرلینده دارد ... دوست داشتم شما را هم در این دنیای زیبا شریک کنم پس ترجمه فارسی این مقدمه را تقدیم می کنم به همه عاشقان کوهستان.
با مهر
پروانه کاظمی

سایه روشن ها
خورشید با طلوع زیبای خود به مشرق می درخشد. روز به آهستگی طلوع می کند و یک نور زیبا روی افق گسترده می شود. آن سوی کوه ها یک تک شعاع به سمت بالا حرکت می کند و به آهستگی رنگ آسمان را به یک آبی پاک تازه تغییر می دهد. این نور وسیع تر می شود و خورشید از پشت قله های برفی بالا می آید. با شروع از یک هلال بالاتر می آید. شعاع های نارنجی رنگ گرم آن به نظر مراقب قلل کوهستان می باشند.
ساعت 5 صبح است و یک سرمای منجمد کننده. من هنوز کلاه پشمی ام را با رو گوشی های بزرگش بر سر دارم. احتمالا هنوز خواب آلوده به نظر می رسم اما حواس من کاملا بیدارند. طلوع خورشید را از پشت قلل بی نام 6000 متری در سمت چپ آناپورنا، به نظاره نشسته ام. اولین شعاع نور خورشید به نرمی در حال لمس قلل دوگانه آناپورنا هستند و پهنه عریض برفی آن می درخشد. به سختی باور می کنم که 4 سال پیش من روی یکی از این قلل ایستاده بودم. شروع یک روز نو از ارتفاع 6750 متری یه تجربه خاص و منحصر به فرد است.
دیروز من و دیوید از کمپ 1 دائولاگیری به این جا آمدیم و چادرمان را برای یک شب مانی به قصد هم هوایی برپا کردیم. هر دو نفرمان خیلی خوب خوابیدیم. در این جا چند اکسپدیشن دیگر هم هستند اما همگی در حال حاضر یا دربیس کمپ هستند یا در کمپ 1. ما اینجا تنهاییم، از سکوت و آرامش لذت می بریم. کمی دیرتر به بیس کمپ بر می گردیم تا قبل از تلاش نهایی برای قله چند روزی استراحت کنیم.
سال قبل من چندین ساعت وحشتناک را در کمپ 2 دائولاگیری گذراندم، تنها 150 متر پایین تر از جایی که الان هستیم. یک بهمن چادر من و دوستان اسپانیایی ام را مدفون کرد. من خوش شانس بودم که توانستم خودم را بیرون بکشم اما کمک رسانی من برای ریکاردو و سانتی خیلی دیر بود... وقتی با بیل ام به آن ها رسیدم، قبلا جان خود را از دست داده بودند... من اغلب تعجب می کنم چرا من نجات پیدا کردم ولی آن ها نه! حالا من به کوهی بازگشته ام که نزدیک بود در می 2007 جان مرا بگیرد.گرچه خاطرات این حادثه غم انگیز همواره با من خواهد بود اما احساس احاطه شدن با زیبایی کوهستان و تعدد این لحظات، بسیار قوی تر است.
من روی برف، نزدیک کوله هایمان نشسته ام. مجذوب چشم انداز و خیره در هیبت زیبایی های اطراف شده ام. کمی مه در افق می بینم اما جز آن، آسمان کاملا صاف است. این لحظات دلیل زندگی و صعودهای 8000 متری من هستند.
هر گاه با دیگران درباره اکسپدیشن هایم صحبت می کنم، می توانم احساس کنم که آن ها فقط عذاب و سختی های این کار را می بینند: سرما، توفان و خطرات. تنها افراد کمی می توانند با این لحظات زیبا ارتباط برقرار کنند، لحظاتی که مرا به سوی هیمالیا باز می گردانند. من به دنبال این موقعیت های خاص هستم: غوطه ور شدن در زیبایی، احساس قوی زنده بودن و "خودم" بودن به طور خالص و ناب.
این بالا من آزادم، من می توانم از تمام مسئولیت ها جدا شوم، مجبور نیستم خوشایند دیگران باشم. دور از هر چیزی در آن پایین، می توانم خود واقعی خودم باشم. 
هر زمان که تسلیم دنیای کوه های بلند می شوم، احساس خشنودی می کنم. حتی اگر متوقف شوم با خوشی لبریز می شوم. وقتی صعود می کنم مصمم هستم، احساس استقلال و شایستگی می کنم. من در کوهستان تصمیم قاطع ام را خودم می گیرم و در مقایسه با زمانی که در پایین هستم احساس کاملا متفاوتی دارم، این خود واقعی من است.

برداشت از